سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
برادرت را با نیکویى بدو سرزنش کن ، و گزند وى را به بخشش بدو به وى بازگردان . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
حجاب و عفاف ، عاشورا ، مجلس شورای اسلامی ، رئیس جمهور ، دموکراسی ، امام حسین علیه السلام ، شرح غزلیات حافظ ، بهشت ، توجه به معاد ، حورالعین ، امام رضا علیه السلام ، احمدی نژاد ، سؤال از رئیس جمهور ، عقد موقت ، ابوالفضل علیه السلام ، آب ، صوفیه ، خانقاه ، عرفان کاذب ، نرخ کالاها ، مشکلات اقتصادی ، استخدام زنان ، شهوترانی ، مردم سالاری دینی ، حکومت اسلامی ، دین سالاری مردمی ، تولدم ، برکت عمر ، غضنفر ، حضرت علی علیه السلام ، دختر ، جهیزیه ، توصیه پیامبر صلی اله علیه و آله به کمک برای تامین جهیزیه و سایر ، حجاب و عفاف در خانه و خانواده ، نگاه شهوت آلود ، موسیقی ، لقمه حرام ، ضعف ایمان ، بی غیرتی ، حیا ، تمدن ، سکوت ، نگاه ، سخن گفتن ، اسلام رفاقتی ، ابوعبیده جراح ، حرامخوران عاشورایی ، کسب حرام ، کسب حرام و کمرنگ شدن ارزشهای دینی و اخلاقی ، امام زمان عجل الله فرجه ، ظهور ، دموکراسی غربی ، ظلم و ستم ، علی اکبر ، اسماعیل ، ابراهیم ، شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای ، حضرت زینب سلام الله علیها ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ، معصومین علیهم السلام ، امامان شیعه ، میرزا جوادآقا طهرانی ، علماء شیعه ، زن در خانقاه‏ ، رسالت رسانه ای ، دکتر لاریجانی ، اصرار لاریجانی بر بازگشت دولت به ریل قانون ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :28
بازدید دیروز :37
کل بازدید :143374
تعداد کل یاداشته ها : 144
95/7/4
8:55 ص
موسیقی

بنام خدا
چند روز است که میخواهم به وب بیایم و بنویسم اما فرصت دست نمیداد.
خدا رحمت کند امام خمینی را که فرمود "هنر عبارت است از دمیدن روح تعهد در انسانها" و البته با این تعریف بسیاری از مسائلی که امروزه هنر نامیده می شوند از تعریف هنر خارج می شوند. لیکن آنچه ناخوشایند می نماید این است که افرادی بخواهند ابتذال را هنر جلوه دهند و بدتر از آن اینکه بخواهند از ساحت بازیگران مبتذلی همچون بهروز وثوقی دفاع کنند.
آقای سعید راد در افتتاحیه جشنواره فیلم فجر امسال بهروز وثوقی و فردین را ستایش کرده بود و مسئولان فرهنگی که بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد مثلا اسلامی تکیه زده اند مهر سکوت بر لب زده بودند. ای کاش در همان جلسه آقای وزیر به آقای راد تذکر می داد تا دیگر کسی جرئت نکند افراد مبتذل را تقدیس کند


92/11/19::: 10:59 ص
نظر()
  
  

سلام میثم جان

چند بار به جی میلتان نامه فرستاده ام لطفا بخوانید

خیلی مهم و حیاتی


  
  

بصیرت

 

 

 

 

 

 

اگر به تاریخ رجوع کنیم افرادی همچون ابوذر و سلمان مقداد را خواهیم دید که آنجا که امامشان مامور به سکوت است اینان زبان امامشان شده و فریاد اعتراض بر سر غاصبان و منحرفان می کشند.
اگر نبود اعتصاب عبدالله بن مسعود و فریاد ابوذر در عهد عثمان _آنجا که مولایشان علی برای حفظ شالوده امت مامور به سکوت است_ شاید امروز ما عثمان را پاکتر از علی می دیدیم! فداکاری های حجر بن عدی که یادت هست! قیام حجر با رضایت امامش در حالی بود که هنوز پیمان صلح با معاویه تداوم داشت.
و اکنون خواص نیز وظیفه دارند آنجا که رهبرشان مجبور است زبان در کام نهد تا آنجا که پا از دایره مصلحت فراتر نرود افشاگری کنند. نمی توان به بهانه حفظ مصلحت به آنان که به پرونده سازی عادت دارند به آنان که می خواهند خودشان و هم مسلکانشان ولو به هر قیمتی در رأس بمانند اجازه فعالیت داد.

برادر من و خواهر گرامی هر مهره ای باید در جای خویش چینش شود از رهبری است که با ارشاد جامع و کلی مسیر را روشن کند و از ماست که نگذاریم برخی از توصیه رهبری به سکوت سوء استفاده کنند و هر آنچه دلشان می خواهد بگویند و انجام دهند. ... اینان هر موقع که فرصت را برای خویش باز بینند چشم بر روی فرامین رهبری می بندند و آنگاه که کسی پاسخشان دهد تابلوی سکوت و مصلحت عَلَم می کنند.
جنگ صفین را به خاطر آوریم که جماعتی علیه قرآن شمشیر کشیدند و چون اوضاع را پس دیدند قرآن را عَلَم کردند ... فریب قرآن بر نی کردنشان را نخورید



91/11/18::: 12:42 ع
نظر()
  
  

بسم الله الرحمن الرحیم

 آخرین نشست خبری رئیس مجلس هشتم

دیروز دوم خرداد 1391 آخرین نشست خبری رئیس مجلس هشتم برگزار شد و البته همانگونه که انتظار می رفت درایت و کیاست رئیس مجلس زینت بخش این جلسه شده بود. لیکن آنچه که جالب به نظر میرسد عملکرد صدا و سیما در انعکاس این نشست بود. هنگامی که خبرنگاری از آقای دکتر لاریجانی پرسید: «"این شائبه وجود دارد که شما با اقدامات دولت تنش داشته اید"» نماینده مردم  قم و رئیس مجلس به رفع شبهه پرداخت و متذکر شد «ما تنها چیزی که از دولت خواسته ایم عمل بر مبنای قوانین مصوب بوده است»  شبکه خبر که پخش مستقیم این نشست را بر عهده داشت انعکاس توضیحات آقای لاریجانی پیرامون این شبهه را متوقف و اقدام به پخش سرود کرد. 
حال جای این سؤال  باقی است که به راستی این اقدام صدا و سیما بر چه مبنایی صورت گرفته است؟ آیا هدف نوعی مصلحت سنجی و به نوعی خریدن آبروی دولت دهم بوده است و یا کمک به دامن زدن به شایعاتی که این روزها بر علیه رئیس مجلس فراگیر شده است مد نظر بوده و سعی شده تا فرصت انتشار پاسخگویی از آقای دکتر لاریجانی گرفته شود؟!
به هر حال این جمله آقای لاریجانی که مجلس باید مستقل باشد و به هیچیک از دو قوای دیگر گرایش غیر منطقی نداشته باشد کاملا صحیح است. به نظر ما سخن آقای علی مطهری که مجلس را مجری بی چون و چرای اوامر مقم معظم رهبری خوانده بود و به آن انتقد کرده بود دارای اشکالات اساسی است زیرا اولا رهبری استقلال مجلس را سلب ننموده اند و ثانیا در جامعه ای که معتقد است باید از منویات امام معصوم پیروی کرد و فقیه ولایت از سوی امام دارد گوش به دهان ولی فقیه بودن نمایندگان مجلس نه تنها عیب نیست که حسن نیز خواهد بود گوش به دهان ولی فقیه نشستن با حفظ استقلال مجلس هیچگونه تعارض  ندارد و البته هرگز با نظارت بر عملکرد فوه مجریه نیز در تنافی نخواهد بود  از این رو نمی توان اصرار آقای لاریجانی بر بازگردندن دولت به مدار قانون را در ردیف سخنان تنگ نظرانه برخی از نمایندگان مجلس دانست و نسبت به اقدامات رییس مجلس هشتم بدبین شد. مراقبت از کیان قانون و نظارت بر حسن اجرای آن یکی از  وظایف مهم قوه مقننه است و بجاست اگر گاهی در لباس رئیس مجلس از عملکرد دولت انتقاد می شود این انتقاد را حمل بر خصومت ننموده و فرصت رسانه ای پاسخ به شبهات پیرامون این موضوع را از ریاست مجلس سلب نکنیم.  


91/3/3::: 10:8 ص
نظر()
  

بسم الله الرحمن الرحیم

مغالطه آقای رئیس جمهور

قبلا هم گفته ام که جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ماست و اتفاقا حقیر هم از خیل کثیر رأی دهندگان به ایشان در سال 88 هستم. هر گز هم از رأیی که به ایشان داده ام پشیمان نیستم چون معتقدم در آن زمان بهترین انتخاب را انجام داده ام اما این رأی سبب نمی شود که چشمم را به روی اشتباهات فاحش آقای رئیس جمهور بسته و در مقابل کژی ها مهر سکوت بر بیان و بنان بزنم.
آقای احمدی نژاد در خرداد 89 در گفت و گوی زنده تلویزیونی اجبار بر حجاب را نفی کرد و مدعی شد که «تذکر به حجاب و عفاف بیهوده است زیرا همگان از وجوب آن مطلعند. (نقل به مضمون)» همانگونه که  قبلا در همین وبلاگ گفته ام دلیلی که آقای رئیس جمهور عنوان داشته اند اتفاقا دلیلی است بر اثبات مدعای ما مبنی بر لزوم تذکر جدی نسبت به رعایت حجاب.
اما گویا پافشاری بر اشتباهات و سنت مغالطه سنتی است که اقای رئیس جمهور اطلاع کافی و وافی به خم و چم آن دارند و هر گاه کیسه دلیلشان ته بکشد از حساب بی کتاب مغالطه خرج می کنند. امروز آقای احمدی نژاد در پاسخ به یکی از سؤالات نمایندگان مبنی بر اینکه چرا در گفت و گوی تلویزیونی لزوم تذکر جدی بر حجاب را نفی کرده اید پاسخ داد که «من فقط گفته ام مردم ایران مردمانی فهیم و بافرهنگند و خودشان رعایت می کنند. اینها من و شما را بر سر کار آورده اند ملت ما ملتی مومن، پاک و دوست داشتنی هستند و باید با آنها خوب برخورد کنیم. اینقدر سخت نگیرید، البته اگر به صورت سازمان یافته عده‌ای به دنبال تخریب ارزش‌ها باشند، تکلیف‌شان روشن است. قوه قضاییه و مجموعه‌های اطلاعاتی وضعیت آنها را بررسی و حکم صادر می‌کنند، اما باید با توده‌های مردم با محبت رفتار کرد. ...  کار فرهنگی با بگیر و ببند نمی‌شود، آیا این سخن بد است، اینقدر به دخترها و پسرها گیر سه پیچ ندهید و با آنها مهربانی کنید. این‌ها فرزندان خودمان هستند،‌باید به این جوان‌ها احترام گذاشت. همین‌ها بودند که در دوران دفاع مقدس جنگ را اداره کردند. وی در ادامه خطاب به نمایندگان مجلس گفت: حالا اینجا یک شوخی هم با هم بکنیم. این‌که در مناسبت‌هایی مانند 22 بهمن از همه تیپ آادم‌ها جلوی دور بین نمایش دهیم، اما وقتی این مناسبت‌ها گذشت با همین افراد برخورد می‌کنیم ، تناقض است.» در پاسخ به ایشان می گویم که بله اتفاقا من هم به عنوان یک ایرانی معتقدم که مردم ایران مردمانی فهیم و با فرهنگند و به همه ارزشها پایبندند اما آقای احمدی نژاد این بار اولتان نیست که بر موج احساسات مردم سوار شده و به نفع خودتان مصادره به مطلوب داشته اید. آقا احمدی نژاد درست است که مردم ایران مردمانی بافرهنگ و با شخصیتند اما مگر هنگام تلاوت قرآن ملاحظه نکرده اید که خداوند فرموده است: «فَذَکِّر إنَّ الذِّکری تَنفَعُ المؤمنین یادآوری کن و تذکر بده زیرا تذکر و یادآوری برای مؤمنان سودبخش است» قطعا مؤمنان نیز انسانهایی فهیم و بافرهنگند و به اصول ایمانی آگاهی دارند اما آیا این فهم و فرهنگ و آگاهی سبب میشود که سنت امر به معروف و نهی از منکر از جامعه رخت بربندد؟! آیا نباید هنگامی که یکی از اصول اخلاقی در جامعه کمرنگ می شود با تذکر و امر به معروف و نهی از منکر مانع از فراموشی سنتهای حسنه شویم؟ آقای احمدی نژاد این که ملت شما و نمایندگان مجلس را بر سر کار آورده اند چه ربطی به مقوله حجاب دارد؟  هر چند شما موقع گفتن این جملات فقط قصدتان وقت گذراندن و تهییج عواطف ملت برای طفره رفتن از قبول اشتباهتان بوده است و گمان نمیکنم که حتی لحطه ای به جنبه های نظری این حرفتان توجه داشته اید اما با این حال می گویم اگر منظورتان این است که حجاب و عفاف و سایر مقوله های دینی و اخلاقی تابع دموکراسی است و چون مردم به شما رای داده اند در مسئله حجاب و عفاف نیز باید دموکراسی اجرا شود باید عرض کنم که خیر این که رئیس جمهور بر مبنای دموکراسی به قدرت رسیده است هیچ ربطی به وجوب حجاب و لزوم رعایت عفاف ندارد.  این جمله شما درست مانند این است که مثلا از یک افسر راهنمایی و رانندگی بپرسند تو چرا به رانندگان تذکر نمی دهی که کمربند ایمنی را ببندند و او پاسخ دهد که رانندگان باشخصیتند و من هم از همین مردم برخاسته ام لذا نباید برای نبستن کمربند مؤاخذه شوند!  آقای رئیس جمهور شما رئیس قوه مجریه هستید قوه ای که همانگونه که از نامش پیداست باید صرفا قانونهای مصوب را اجرا کند و البته پرداختن به حسن و قبح و ضعف و قوت قوانین در حیطه مسئولیت شما نیست. حجاب و عفاف در قرآن کریم مورد تاکید قرار گرفته است و جالب اینکه مخاطبان آیه لزوم حجاب و عفاف همین مؤمنان فرهیخته اند! و البته که نه رئیس جمهور و نه هیچ مقام دیگری نمی تواند احکام شرعی و حلال و حرام را نادیده بگیرد.
این هم که گقته اید کار فرهنگی با بگیر و ببند نمی شود و برخورد جدی با کسانی که فضای عفااف جامعه را مخدوش می کنند را با برخورد با فتنه گران مساوی دانسته اید ناشی از این است که گویا هنوز حجاب و عفاف را در حد یک کار فرهنگی متداول و یک بروشور برابر می‌دانید. آقای احمدی نژاد آیا این سیاه نمایی نیست که تذکر به بدحجابان را با برخورد با فتنه گران و کسانی که عامدانه قصد در هم شکستن جوّ عفاف را دارند یکی بدانیم؟ و باز هم می پزسم آیا اشاره به شرکت مردم  فهیم ایران در راهپیمایی 22 بهمن و مقایسه آن با حجاب و عفاف صرفا برای تهییج احساسات و عواطف ملت نیست تا بدینوسیله از پذپرفتن مسئولیت و اشتباهتان  جهت کوچک شمردن نهی از منکر و امر به معروف نسیت به حجاب و عفاف شانه تهی کنید؟!   
آقای رئیس جمهور شما باز هم به موج سواری روی آوردید اما ای کاش برای اشتباهتان از یادآوری فرهنگ و شخصیت بالای ایرانیان مایه نمی گذاشتید زیرا ممکن است از این به بعد گاه و بیگاه همان کسانی که اصول اخلاقی مورد ادعای شما را قبول ندارند همین گفته شما را بهانه ای برای تعطیلی ارزشها کنند و صد البته این سخنتان از اشتباهتان در سال 89 فاحشتر و مخربتر است. اگر چه بعید میدانم اما امیدوارم از این به بعد من و هموطنانم را ساده لوح فرض نکنید و نخواهید با موج سواری از قبول اشتباهاتتان طفره بروید.
والسلام علی من اتبع الهدی


90/12/24::: 9:52 ع
نظر()
  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ساعت هشت و نیم شب بود که لباده و عبای خاکستریمو به تن کردم و در حالی که عمامه سفیدمو روی سرم جابجا می کردم از خونه زدم بیرون. هنوز در خونه رو  کاملا نبسته بودم که نیم نگاهی به درختهای عریان پارک روبروی خونه انداختم. تابستون که این پارک پر از زائر بود مجبور بودم برای عبور از کوچه قدمهامو تندتر بردارم. تا حد اقل بتونم در عرض پنج دقیقه پنجاه متر کوچه رو به آخر برسونم. چرا که کلمه "حاج آقا" با لحنها و لهجه های مختلف از داخل پارک بر سرم طنین انداز می شد و وادارم میکرد وایسم به حرفاشون گوش بدم. گاهی ازم درباره آداب زیارت و گاه درباره حق الناس یا احکام شرعی می پرسیدن. بعضی وقتها هم بعضی زائرا یادشون می رفت که اومدن زیارت امام هشتم علیه السلام و ایندفعه بدون اینکه وقتمو بگیرن با صدای بلند ناسزا یا متلک و قلمبه نثارم می کردند، وانگهی یادشون رفته بود که این لباس لباس تبلیغ دستورات همون امامی هست که اومدن به زیارتش! توی همین پارک دوستای خوبی از اهواز، همدان، میانه، تبریز، رشت، زاهدان، بندرعباس، و حتی پاکستان و لبنان پیدا کردم. دوستانی که هر چند وقت یه بار با زنگ و پیامک و ایمیل خاطره دوستیمونو تجدید می کنند. اما برهنگی درختها و سرما همه اون هیاهو و نشاط رو در هاله ای از خاطرات دفن کرده بود.

دیشب اما هنوز چند قدمی بیشتر برنداشته بودم که صدای مهربان مردی منو نگه داشت.
_ سلام حاج آقا!
_ سلام و رحمة الله
_ حاج آقا ببخشید یه سؤال داشتم، ولی اگه سردتونه یا عجله دارید مزاحمتون نباشم.
_ نه آقا! این عمامه سفید که روی سرم گذاشتم یه تابلوی بزرگ پاسخگویی به مسائل دینی و اخلاقی هست. وظیفمه در خدمتتون باشم بفرمایید با اشتیاق گوش میدم.
حاج آقا! چند وقت پیش یه عالم سنی به تورم خورد که یه حرفایی زد که منو مردد کرده ذهنم درگیر شده! اون عالم سنی معتقد بود که همه ما مجبوریم چون ما از خودمون اختیاری نداریم پس اگر گناه هم بکنیم به اراده خدا بوده یا اگر به ما ستم بشه باز هم به خواست خدا بوده. بنابراین خدا هم همه امر و نهیش یه جور بهانه است تا سرِ ما رو گرم کنه!! و همه عاقبت بهشتی میشیم حتی شیطان هم بهشتی میشه چون که به خواست خدا تکبر کرد و به اراده خدا اغوا میکنه!!
_ ببخشید شما تحصیلاتتون چقدره؟
_ چطور مگه؟!
_ میخوام ببینم چطوری مسئله رو با هم مرور کنیم.
_ آها! من تا سوم راهنمایی بیشتر نخوندم اما همه کتب شهید مطهری رو خوندم و حداقل در حد دیپلم میتونم متوجه بشم. 
_ ببین آقا جان! نظر شیعه اینه که نه جبر محض و نه اختیار محض! جبر محض نیست چون شما در انتخاب خیلی از اعمال اختیار دارید. حتی اگر در موقعیتی اضطراری گیر کردید باز هم به نسبت به اون حالت اختیار دارید یعنی مسیر مشخصه. مثلا شما در جایی زندانی هستید و نمی تونید برای نماز وضو بگیرید اما به نسبت به همون حالت باز هم یه اختیار دیگه مطرح میشه که شما اگه ممکنه تیمم کنید و نماز بخونید. اختیار یک حالت از بین رفته اما اختیار همه حالات که برای انسان از بین نرفته. یا مثلا در جایی هستید که مجبورید در یک فضای ظالمانه زندگی کنید اختیار تغییر فضا رو ندارید و از طرفی توان مهاجرت هم ندارید خب اختیار قلبی که از شما سلب نشده الّا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان مثل مؤمن آل فرعون که اگر چه نمی تونست فضای دبار فرعون رو عوض کنه اما باز اختیار اعتقادی  ازش سلب نشده بود بنابراین به صورت اختیاری در درونش عمل فرعون رو رد میکرد و مانع تاثیر تبلیغات فرعون بر خودش میشد. از طرفی اختیار محض هم نیست چون شما نمی تونید بعد از اینکه یک عمل رو انتخاب کردید همه شرایط به ثمر رسیدن اون عمل رو تضمین کنید. مثلا اقدام به مسافرت به شهر اصفهان می کنید اما ممکنه تصادف مانع رسیدن شما بشه یا تصمیم میگیرید فلان کار خیر رو انجام بدید اما همه حصول و وقوع همه نتایج کارتون از عهده شما ساخته نیست. لذا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: عرفت الله بفسخ العزائم و نقض الهمم (( خدا را از طریق باز شدن گره ها (شکستن جبرها) و سست شدن اراده ها و همتها (شکستن اختیارهای محض) شناختم)) از طرفی یکی دیگه از چیزهایی که میتونیم نتیجه بگیریم اختیار محض نیست اینه که ما اختیار قبضه کامل نتایج کارامونو نداریم مثلا شما اختیارا به طرف یک شیشه سنگ پرتاب میکنید اما بلافاصله پشیمون میشید آیا میتونید کاری کنید که سنگ برگرده و به شیشه اصابت نکنه؟! بنابراین نظر شیعه بر این هست که نه جبر محض و نه اختیار محض وجود داره بلکه چیزی بین جبر و اختیار برای انسان حاکم هست. اما اینکه گفتید اون عالم سنی این حرفو زده برای این هست که اهل تسنن مبانی فکریشون غالبا بر مبنای جبر محض یا اختیار محض شکل گرفته و این هم یه ریشه تاریخی داره که فعلا نیاز به گفتنش نیست.
_ خدا خیرتون بده حاج آقا خلاصم کردید! می دونید برای چی میگم؟ چون من سه سال از عمرم به کثافت کاری گذشت. قبلا توی ... کار میکردم اما بعد معتاد شدم و از اونجا اخراج شدم کم کم به حدی خراب شدم که شبها توی همین پارک می خوابیدم اما بعد توبه کردم و از اعتیاد خلاص شدم اونوقت گفته اون عالم سنی منو به فکر واداشته بود که نکنه پس من مجبور بودم که معتاد بشم بنابراین توبه کردنم هم بیخودیه!!
(و من ترجیح دادم فقط با خنده و تظاهر به قهقهه بر بطلان گفتار اون عالم سنی تاکید کنم.)
مرد که خنده من اطمینان بیشتری بهش داده بود گفت: _ حاج آقا می دونید چطوری شد توبه کردم؟ میخوام ببینم توبه من قبوله؟ 
_ چطور مگه؟
_ دو سال پیش آخر ماه صفر یه دسته عزاداری می رفت سمت حرم امام رضا علیه السلام. من کنار خیابون وایساده بودم که یکی اومد بهم گفت بیا یکی از پرچمهای جلو دسته عزاداری رو تو بردار. من در حالی که از امام رضا علیه السلام خجالت می کشیدم پرچمو برداشتم و هی به امام رضا علیه السلام می گفتم آقا ببخشید! آقا غلط کردم! آقا دیگه توبه می کنم! الآن دو ساله که پاکم اما من در این سه سال باعث شرمساری زن و بچه ام شدم آیا خدا توبه منو قبول می کنه؟
_ برو بابا! گرفتی ما رو؟! مرد حسابی امام رضا بهت نظر کرده از منجلاب نجاتت داده اونوقت هنوزم شک داری! تو الآن خیلی از من بهتری! مطمئن باش که خدا توبه تو رو قبول کرده.
بعد از رد و بدل شدن یه شماره تلفن و یه تعارف ساده اون مرد تائب اون نظر کرده امام رضا علیه السلام رفت و من باز هم نگاهی به پارک خاموش انداختم و به کرامت امام رضا علیه السلام فکر کردم. قربونتون برم امام رضا که حتی پارکهای شهرتون هم مثل حرمتون اسرار بزرگی رو در خودشون نهفته دارند. زمانی  درختهای پارک پذیرای یه معتاد کارتون خواب بودند و زمانی هم از فاصله نه چندان دور داستان رهیدنشو  می شنیدند.    


90/11/9::: 7:4 ع
نظر()
  

بهشت و حورالعین

نزدیک اذان عاشورا بود. سر چهارراه مقدم فرودگاه ایستاده بودم و با دیدن هر اتومبیلی داد نیمه بلندی سر می دادم : ـ «دربست!» سر انجام اتومبیلی ترمز زد و من در حالی که انگار از چیزی می ترسم با عجله داخل اتومبیل نشستم و گفتم: «تا جایی که ممکنه نزدیک به حرم» می دانستم اطراف حرم را بسته اند و نمی شود با اتومبیل تا کنار حرم رفت. راننده ابتدا به چهارراه گاراژدارها رفت و بعد از چهارراه نخریسی فرمان را به سمت فلکه برق (میدان بسیج) چرخاند. نزدیک فلکه برق ایستاد و گفت: «از این نزدیکتر نمیشه رفت!» کرایه را دادم و با عجله در حالی که گویا در مسابقه دو ماراتن شرکت کرده ام به سمت حرم حرکت کردم.
هنوز چند قدمی نگذشته بودم که دیدم جوانی مدام می گوید: «حاج آقا! حاج آ?قا! ...» با بی میلی ایستادم تا ببینم چه می گوید! جوان سلام و احوالپرسی خشکی کردو گفت: «حاج آقا چرا ما در برخی از تعقیبات نمازها میخوانیم "و زوٍّجنی من الحور العین حور العین به ازدواج من در بیاور"، مگر دین ما دینی شهوتپرستانه است؟!» با شنیدن این سخن گمان کردم لابد این جوان فقط می خواهد وقت بگذراند و از سر بیکاری و وقت گذرانی چنین سؤالی پرسیده است. لبخندی نثارش کردم و راهم را کشیدم و عازم حرم شدم.اما مرد جوان دنبالم راه افتاد و گفت: «تو رو خدا حاج آقا جوابمو بدین سوالم خیلی جدیه می دونم که الآن وقت پرسیدن چنین پرسشی نیست اما چه کنم شیطان در همین لحظه در همین نزدیکی نماز ظهر عاشورا این فکر را در کلّه ام فرو کرده که مگه دین اسلام شهوتپرستانه است که در یکی از تعقیبات نماز از خدا حور العین می خوایم؟! تا وقتی هم این شبهه از ذهنم پاک نشه نمیتونم نماز بخونم شما را به امام رضا علیه السلام از دست شیطان خلاصم کنید!» از طرفی تعمد داشتم که حتما نماز را در حرم بخوانم و مقتل عاشورا را در همانجا گوش دهم و از طرفی این عمامه ای که بر سرم نهاده بودم هم مثل یک تابلوی پاسخگویی به سؤالات دینی بود. در دلم لعنتی نثار شیطان کردم و گفتم: «نیاز جنسی یکی از نیازهای مهم انسانی است که تقریبا در همه انسانهای بالغ وجود دارد. فلسفه اصلی این نیاز اولا تولید مثل و ثانیا تضمینی بر انسجام پیوند همسران است. دین اسلام نیز دینی فطری است و مبتنی بر شخصیت انسانی و نیازهای او دستورالعمل هایی را معین فرموده است. دین اسلام بی اعتنایی به این نیاز و سرکوب آن را جایز نمی شمارد و از طرفی بی بند و باری در ارضاء این غریزه را نیز روا نمی داند از این رو برای کنترل این نیاز و همچنین پاکیزه بودن نسل ازدواج را فراروی انسان نهاده است. بنابراین ازدواج و رابطه زناشویی اصلا چیز بدی نیست بلکه به نوعی برخاسته از نهاد انسانی و متناسب با فطرت اوست لیکن خداوند برای همه نعمتهای دنیا یک نمونه عالیتر و راقی تر در آخرت قرار داده است و همه نعمتهای دنیا نمونه کوچک و مشتی از خروار نعمتهای بهشتی هستند. نعمت رابطه زناشویی نیز در آن جهان به نحو عالیتری با زنان زیباتر و لذت بیشتر وجود دارد ریرا آنکه وارد بهشت می شود انسانی است با همه خصائص و غرائز فطریش و لازمه فطرت نیز همراه داشتن همه شاکله جسمانی و روحانی اوست. از این رو در آن جهان هم نیاز جنسی و لذت زناشویی وجود دارد ثانیا یکی از عوامل سرد شدن مردها نسبت به خانواده خویش گناه بزرگ چشم چرانی است زیرا بالاتر از هر زیبایی ریبایی دیگری هست حتی اگر همسر انسان زیباترین فرد روی زمین باشد باز هم روحیه حرص و تنوع طلبی انسان او را به سوی زنان دیگر سوق خواهد داد و شیطان چهره زنان دیگر را در چشم وی زینت خواهد داد. در این شرایط کسی که تقوا ندارد با چشم چرانی این احساس حرص و تنوع طلبی را ارضاء خواهد کرد و البته این چشم چرانی ممکن است او را به گناه های بزرگتر واداشته و یا  بی میلی و بی رغبتی نسبت به همسر را پدید آورد که کم کم به کمرنگ شدن آرامش در کنار همسر منجر خواهد شد اما کسانی که ایمان دارند چشمهایشان را به حرام نمی جرخانند از طرفی خداوند نیز برای این حس تنوع طلبی چاره ای نیکو و پایدارتر دارد که والآخرة خیر و ابقی از همین رو میگوید کسی که نگاهش را از حرام ببندد خداوند برای او فرشته ای در بهشت خلق می کند که هرگز از زیبایی و طراوتش کاسته نخواهد شد و همچنین با یادآوری حور العین به مومنین نیاز جنسی آنان را جهت داده و عملا تبدیل به عاملی برای توجه به آخرت میکند ثالثا: حور العین را جز در بهشت نمی توان یافت از اینرو درخواست حورالعین به صورت ضمنی نوعی تحریک همت برای کسب بهشت از طریق سرمایه تقواست بنابراین درخواست حورالعین از خدا در واقع یک نوع عروج رحمانی و توجه به آخرت نیز هست. البته یادآور می شویم که بالترین لذت بهشت حورالعین نیست بلکه همنشینی با محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین بالاترین نعمت بهشت شمرده شده است.»
جوان دستانم را گرفت و گفت: «حاج آقا میدونم دیرتون شده اما از خدا میخوام به موقع به هر جا که می خواستید برسید» و پس از تشکر و تعارفات معمول خداحافظی کرد. هنوز چند قدمی بیشتر برنداشته بودم  که دیدم فرد دیگری می گوید: «حاج آقا!» سرم به طرف صاحب صدا برگشت، یکی ار افسران انتظامی بر موتوری  با پلاک شخصی نشسته یود به سمت موتور رفتم افسر در حالیکه دستم را در دستش گرفته بود گفت: «حاج آقا کجا میرید؟» گفتم : «حرم » گفت: «منم مسیرم همون سمته سوار بشید بریم» و من در حالیکه خدا را از صیمیم قلبم شکر میکردم سوار موتورسیکلت شدم 


90/9/17::: 10:0 ع
نظر()
  

باور کنید همه چیز ارزونه! از گوشت گرفته تا تخم مرغ و مواد شوینده و ... خلاصه اونقدر کالاها ارزونن که یه عالمه پول توی جیبام تل انبار شدن!
اصلا این همه پول اضافه رو میخوام چکار؟!
تازه اخیرا کشف کردم کارتن خوابهای کنار پیاده روها همه شون ویلاهای چند هزار متری دارن و شبها تفننا و فقط به خاطر تنوع میان کنار پیاده رو میخوابن! کسی چه می‌دونه شاید هم ایادی استکبار جهانین که میان تظاهر به فقر می کنن تا آبروی رئیس جمهور عزیزمونو ببرن!

خدایا! مردم از پولداری!!

یوهوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو


90/8/29::: 1:5 ع
نظر()
  

سلام

غیرت یکی از صفات بارزی است که در شکل گیری روحیه قوّام بودن مرد تاثیر بسزایی دارد. مرد را قوّام گفته اند چون ستون خانه است اوست که بام خانواده را بالا نگاه داشته و بستری امن برای همسر و فرزند مهیا می‌سازد.
یکی از مهمترین مهمترین وظایف مرد در حیطه قوّامیت، حفظ امنیت اخلاقی خانواده است. همسر و فرزندی که نتواند در هجمه نگاههای تند و اغراض شوم دیگران به شوهر و یا پدرش پناه ببرد جداره مصونیتش نازک و شکننده خواهد شد. جداره ای که حفظ پوشش و رفتار مناسب از یکسو و محفوظ داشته شدن از اغراض شوم از سویی دیگر، ان را مستحکمتر میسازد.
درجامعه کنونی ما آنگونه که ما در کوچه و خیابان به چشم می‌بینیم یا هز از چند گاهی جرس خبری نازکای گوشمان را می‌خراشد متاسفانه پوشش بانوان و بی‌خبری مردان از موازین شرعی و بیتقواییشان سبب به فراموشی سپردن عنصر غیرت شده است. حتی گاه این بی غیرتی تا انجا پیش می رود که فرد از توجه دیگران به اندام همسر و فرزندش احساس لذت و افتخار نیز می‌کند.  ما در این مقال برآنیم نا به یاری خدا عوامل بیغیرتی برخی از مردان و بی‌مبالاتی بعضی زنان را به به صورت مختصر بررسی کنیم. 

غیرت چیست؟
غیرت در اصطلاح عبارت است از اهتمام شدید مرد به حفظ امنیت اخلاقی خانواده و دور نگاه داشتن اعضای خانواده از مسائلی که این امنیت را مخدوش می‌سازد. توضیح اینکه یکی از مهمترین فلسفه‌های ازدواج مصون داشتن خود و همسر از رذایل اخلاقی و البته طیب نسل و فرزند است. بدیهی است در  صورتی که حصار غیرت مرد بر گرداگرد حریم خانواده کشیده نشود فلسفه ازدواج نیز باطل و هدف آن تامین نخواهد شد.

عوامل بی غیرتی
1. ضعف ایمان
ما بارها دیده ایم که افرادی که ضعف ایمان و عقیده داشته اند در حصار حیات حیوانی دنیوی محصور شده و همه لذت و ارامش را در شکم و زیر شکم و فخرفروشی دیده‌اند. این افراد برای تنوع طلبی و تامین خواسته های شهوانی خویش مرز نمی‌شناسند و برای توجیه این تمایل خویش همه جلوه هایی که به نوعی مخالف این خواسته بوده و ایجاد محدودیت میکند را نیز زایل می سازند. اینان برای اینکه از شنیدن ندای وجدان معاف شوند هر انچه را که به بیداری وجدان بیانجامد از بین می برند و اول از همه به سراغ پوشش همسر و فرزند خویش می روند. از طرفی میل به چشم چرانی و تلذذ حرام از زنهای دیگگر در انان ففوران می کند و از طرفی دیگر پوشش مناسب خانواده نهیبی است بر این خواهش از این رو این پوشش را زایل می سازند. انگاه که در این منجلاب فرو روند حتی از تصور اینکه کسی به نظاره یا توصور جسم خانواده‌شان بنشیند احساس لذت کرده و علاوه بر آن که پوشش صحیح را از آنان سلب میکنند با ظاهری بزک کرده آنان را در کوچه و خیابان و میهمانیها به نمایش چشمان ناپاک می گذارند.
2. لقمه حرام
لقمه حرام نیز در انسان تولید هوس نامشروع میکند و هوس نامشروع بدانجا می‌انجامد که در سطور فوق گفتیم. 
3.موسیقی و لهو و لعب
 موسیقی و لهو و لعب نیز از عوامل مهم بی غیرتی است به گونه ای که در خانه ای که موسیقی نواخته یا شنیده شود غیرت از آنجا رخت برمی‌بندد.
 امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که چهل روز در خانه ای موسیقی نواخته یا شنیده شود شیطانی که قفندر نام دارد اعضایش را به اعضای صاحب خانه می‌مالد و در آن می دمد تا او را بی غیرت می‌کند تا آنجا که حتی اگر به زن و فرزندش تجاوز و یا نیت سوئی صورت گیرد از خود غیرتی عیان نخواهد ساخت.*1* 
وای بر خانه هایی ‌که در آن صدای موسیقی و  فیلمهای رقص زمینه ساز حضور شیطان شود.

ادامه دارد ....

پاورقی

*1* وسائل الشیعه (دوره 30 جلدی)، ج 17، ص313


90/7/25::: 11:49 ص
نظر()
  

دلت را همچو تکه گوشتی بی احساس داخل دلم گذاشته ای تا خوب خنک شود تو از من سرما می گیری و در عوض داغ روی دلم مینشانی!

عجب بده و بستانی است!

دلت خنک شد؟!


90/4/1::: 2:38 ع
نظر()
  
  
   1   2      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ یکی از کاربران اینجا یه فید زده بودن و نوشته بودن که 290.000 تومان پول ادکلن دادن و مستمسکشون هم همون روایت معروف بود که: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیشترین مورد خرجشون عطر بوده" در پاسخ به این کاربر بسیار محترم و شریف باید بگم که معمولا مذهبیها مفهوم برخی از روایات رو خوب درک نمی کنند و بدون توجه به قرائن بهش استناد می کنند
+ آقا من کم سوادم ولی حرف من کم سواد اینه چرا عزت ملی رو می فروشید؟ مگه نه اینکه اجانب تحقیرمون میکنن که به خاطر تحریمها و زور گفتن اونا سر تسلیم فرود آوردیم تا جایی که حتی سبد کالا را هم ناشی از ذلت ایران و شکستش در برابر تحریمها میدونن!
+ ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
+ یاد پیامرسانی های پارسی بلاگی قدیمی مخصوصا آقای *محمد فیاضی* بخیر هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
+ از یزد خوشم میاد چند دوست یزدی دارم و همشون خوش ذوقن و البته متاسفانه کمی سختگیر ... مردیم از بس یزدی خنگ ندیدیم :)
+ عزت ملی در توافق هسته ای ژنو خدشه دار و رجز خوانی ها و کرکری خوانی های آمریکا و اسرائیل بیشتر شده مخصوصا اینکه اسرائیل مدعیست چون زور بالای سر ایرانیها بوده به علامت تسلیم پای میز مذاکره نشستند. منتظریم ببینیم تیم دیپلماسی ایران چه تدبیری برای بی اثر کردن این رجزخوانی ها دارند!
+ این روزها در پی فرمان مقام معظم رهبری برخی رسانه ها سعی در تشویق والدین برای افزایش نسل دارند.البته اصل این ساست کار درستی است و اصولا برنامه کنترل جمعیت کشورهای مسلمان از نقشه های شوم استکبار بوده است.به عقیدهما ایران مشکلی برای اداره یک کشور پر جمعیت ندارد اما در عین حال باید برنامه ای جامع نیز برای عدالت اجتماعی تو توزیع عادلانهامکانات و فرصتها تدوین شود
+ این وبلاگ را بخوانید
+ البته دولت پیشین دولت دروغگویان و منافقان شاید باشد اما دولت کنونی نیز فقط شیوه دروغپردازی را عوض کرده است
+ آقازاده های ترکیه ای اختلاس میکنند و پدراشون مجبور به استعفا میشن برخی از آقازاده های ایرانی بر خوان بیت المال چمبره میزنن اما ...