شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار
امام صادق عليه السلام فرمودند: "کلام ما اهل بيت دلها را زنده ميکند" برآنيم تا به ياري خدا عطش دلمان را با آب زندگاني معارف اهل بيت عليهم السلام فرو نشانيم

پيام‌هاي اتاق

mp3 player شوکر
+ هرگاه عزم طلب علم كردي اول در جانت حقيقت عبوديت را بنشان و آنگاه از خدا بخواه تا بفهمي كه خدا به تو (حقيقت آن دانش را) خواهد فهماند (فرازي از حديث عنوان بصري)
بسيارند كساني كه عناوين پرافتخار بلند علمي را يدك ميكشند اما اندم كه همصحبتشان ميشوي آنان را انباره هايي از اصطلاحاتي ميبيني كه خود به كنه ان ژي نبرده اند و دانششان جز لقلقه زبانشان و يا اصولي خشك و بي روح در زندگيشان چيز ديگري نيست
و باز چه بسا اشخاصي كه كارگري ساده يا دهقاني رنجكش يا كاسباني حبيب الله بيش نيستند و به مصداق " ما تدري ما الکتاب" چندان اصطلاح نميدانند اما حقيقت آنچه را که ميدانند در کلام و کردارشان هويداست!
و اين نيست مگر بدان جهت كه نهال بندگي راستين يا همان حقيقت عبوديت به مقدار جهدي كه كرده اند در جانشان نشسته است سبب شدت انچه را كه شنيده و خوانده و فراگرفته اند به حقيقت درك كنند
اكنون در اين مقال به اختصار و البته در خور دانش ناقص و فهم قاصرمان "حقيقت بندگي" را مورد واکاوي قرار ميدهيم:
عنوان بصري از امام صادق عليه اسلام پرسيد: حقيقت عبوديت چيست؟ و امام عليه السلام پاسخ دادند: حقيقت عبوديت سه چيز است: اول آنکه عبد مال را مال خويش نداند زيرا بندگان و بردگان مالک مال نيستند دوم اينکه: بنده براي خويش تدبيري نداشته باشد زيرا بندگان از خود اختياري ندارند و همه همتشان اجراي تدابير مولايشان است و سوم آنکه همه همت و توجهش مصروف اين باشد که الآن وظيفه اش چيست و مولايش از او چه ميخواهد
و پرواضح است که مراد از مال را از خويش ندانستن اين نيست که فرد براي حفظ اموالش تلاش نکند بلکه صاحب مال را خدا بداند و مال را براي خدا حفظ کند و از تصرف شيطان در امان بدارد و همانگونه که به نص قرآن شيطان در مال انسانها مشارکت ميکند مال خدا را از لوث شراکت شيطان منزه بدارد و آن را در جهت رضاي خدا مصروف دارد.
همچنين هرگاه بين خواسته خدا در مورد مال با خاسته خودش تناقضي رخ داد خواسته خدا را بر خواسته خودش ترجيح دهد مثلا شخص دلش ميخوهد كه چيزي بخرد كه براي زندگيش ضرورتي ندارد و خدا ميخواهد كه درد بينوايي با آن مال تسكين يابد اينجاست كه شخص بايد از خريد غيرضروري خودداري كند و همان بدجه را يا صرف ضروريات زندگيش كند يا در مجراي باقيات صالحات قرار دهد
و مراد از عدم تدبير اين نيست که شخص براي زندگيش برنامه ريزي نداشته باشد بلکه نظم در امور و اندازه گيري در معاش از صفات بارز مومن است بلکه منظور اين است که شخص اراده خدا را بر اراده نفساني خويش ترجيح دهد مثلا هنگام اذان مغرب فوتبال به صورت زنده پخش ميشود جوان پرشور خواسته خدا را در مورد نماز بر خاسته خودش در مورد تماشاي فوتبال سرشار از هيجان ترجيح دهد و به اقامه نماز اول وقت بپردازد
همچنين پيوسته مترصد امر خدا بودن و دقت در شناخت وظيفه مستلزم بصيرت است لذا مومن بايد با استغاثه از درگاه خدا و ملازمت عالمان خبير در كسب بصيرت بكوشد تا در شناخت وظيفه به خطا نيفتد
آري مجموع اين سه شرط حقيقت بندگي را رقم ميزند و مگر نميبيني امام خميني را كه چه عاشقانه و مخلصانه از مال و جان و فرزند ميگذرد و فرياد ميكشد كه سينه هاي ما براي سرنيزه هاي شما آماده است و يا شهيد برونسي را كه حقيقت عبوديت در جانش نشسته دست از دنيا ميكشد و مشتاقانه در ژي انجام وظيفه اش ميدود و اين بناي ساده بدانجا ميرسد كه با مصدر علوم يعني حضرت زهرا همسخن ميشود و از چشمه سار علم حقيقي مينوشد ...
آموزش پیرایش مردانه اورجینال
گروه حيات قلوب (تأملي در معاني روايات و احاديث معصومين)
vertical_align_top