سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
یک نکته از هزاران
به دوستی آن که به عهد خود وفا نمی کند، اعتماد مکن . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
حجاب و عفاف ، عاشورا ، مجلس شورای اسلامی ، رئیس جمهور ، دموکراسی ، شرح غزلیات حافظ ، امام حسین علیه السلام ، توجه به معاد ، مردم سالاری دینی ، حکومت اسلامی ، دین سالاری مردمی ، غضنفر ، حضرت علی علیه السلام ، صوفیه ، خانقاه ، عرفان کاذب ، نرخ کالاها ، مشکلات اقتصادی ، سؤال از رئیس جمهور ، اسماعیل ، ابراهیم ، معصومین علیهم السلام ، امامان شیعه ، میرزا جوادآقا طهرانی ، علماء شیعه ، احمدی نژاد ، استخدام زنان ، شهوترانی ، اصرار لاریجانی بر بازگشت دولت به ریل قانون ، دکتر لاریجانی ، رسالت رسانه ای ، عقد موقت ، ابوالفضل علیه السلام ، آب ، تولدم ، برکت عمر ، دختر ، جهیزیه ، توصیه پیامبر صلی اله علیه و آله به کمک برای تامین جهیزیه و سایر ، حجاب و عفاف در خانه و خانواده ، نگاه شهوت آلود ، موسیقی ، لقمه حرام ، ضعف ایمان ، بی غیرتی ، حیا ، تمدن ، سکوت ، نگاه ، سخن گفتن ، اسلام رفاقتی ، ابوعبیده جراح ، حرامخوران عاشورایی ، کسب حرام ، کسب حرام و کمرنگ شدن ارزشهای دینی و اخلاقی ، امام زمان عجل الله فرجه ، ظهور ، دموکراسی غربی ، ظلم و ستم ، شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای ، حضرت زینب سلام الله علیها ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ، زن در خانقاه‏ ، حورالعین ، علی اکبر ، امام رضا علیه السلام ، بهشت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :2
بازدید دیروز :162
کل بازدید :30932
تعداد کل یاداشته ها : 136
3/3/91
11:58 ع
موسیقی


 


بسم الله الرحمن الرحیم


ساعت هشت و نیم شب بود که لباده و عبای خاکستریمو به تن کردم و در حالی که عمامه سفیدمو روی سرم جابجا می کردم از خونه زدم بیرون. هنوز در خونه رو  کاملا نبسته بودم که نیم نگاهی به درختهای عریان پارک روبروی خونه انداختم. تابستون که این پارک پر از زائر بود مجبور بودم برای عبور از کوچه قدمهامو تندتر بردارم. تا حد اقل بتونم در عرض پنج دقیقه پنجاه متر کوچه رو به آخر برسونم. چرا که کلمه "حاج آقا" با لحنها و لهجه های مختلف از داخل پارک بر سرم طنین انداز می شد و وادارم میکرد وایسم به حرفاشون گوش بدم. گاهی ازم درباره آداب زیارت و گاه درباره حق الناس یا احکام شرعی می پرسیدن. بعضی وقتها هم بعضی زائرا یادشون می رفت که اومدن زیارت امام هشتم علیه السلام و ایندفعه بدون اینکه وقتمو بگیرن با صدای بلند ناسزا یا متلک و قلمبه نثارم می کردند، وانگهی یادشون رفته بود که این لباس لباس تبلیغ دستورات همون امامی هست که اومدن به زیارتش! توی همین پارک دوستای خوبی از اهواز، همدان، میانه، تبریز، رشت، زاهدان، بندرعباس، و حتی پاکستان و لبنان پیدا کردم. دوستانی که هر چند وقت یه بار با زنگ و پیامک و ایمیل خاطره دوستیمونو تجدید می کنند. اما برهنگی درختها و سرما همه اون هیاهو و نشاط رو در هاله ای از خاطرات دفن کرده بود.


دیشب اما هنوز چند قدمی بیشتر برنداشته بودم که صدای مهربان مردی منو نگه داشت.
_ سلام حاج آقا!
_ سلام و رحمة الله
_ حاج آقا ببخشید یه سؤال داشتم، ولی اگه سردتونه یا عجله دارید مزاحمتون نباشم.
_ نه آقا! این عمامه سفید که روی سرم گذاشتم یه تابلوی بزرگ پاسخگویی به مسائل دینی و اخلاقی هست. وظیفمه در خدمتتون باشم بفرمایید با اشتیاق گوش میدم.
حاج آقا! چند وقت پیش یه عالم سنی به تورم خورد که یه حرفایی زد که منو مردد کرده ذهنم درگیر شده! اون عالم سنی معتقد بود که همه ما مجبوریم چون ما از خودمون اختیاری نداریم پس اگر گناه هم بکنیم به اراده خدا بوده یا اگر به ما ستم بشه باز هم به خواست خدا بوده. بنابراین خدا هم همه امر و نهیش یه جور بهانه است تا سرِ ما رو گرم کنه!! و همه عاقبت بهشتی میشیم حتی شیطان هم بهشتی میشه چون که به خواست خدا تکبر کرد و به اراده خدا اغوا میکنه!!
_ ببخشید شما تحصیلاتتون چقدره؟
_ چطور مگه؟!
_ میخوام ببینم چطوری مسئله رو با هم مرور کنیم.
_ آها! من تا سوم راهنمایی بیشتر نخوندم اما همه کتب شهید مطهری رو خوندم و حداقل در حد دیپلم میتونم متوجه بشم. 
_ ببین آقا جان! نظر شیعه اینه که نه جبر محض و نه اختیار محض! جبر محض نیست چون شما در انتخاب خیلی از اعمال اختیار دارید. حتی اگر در موقعیتی اضطراری گیر کردید باز هم به نسبت به اون حالت اختیار دارید یعنی مسیر مشخصه. مثلا شما در جایی زندانی هستید و نمی تونید برای نماز وضو بگیرید اما به نسبت به همون حالت باز هم یه اختیار دیگه مطرح میشه که شما اگه ممکنه تیمم کنید و نماز بخونید. اختیار یک حالت از بین رفته اما اختیار همه حالات که برای انسان از بین نرفته. یا مثلا در جایی هستید که مجبورید در یک فضای ظالمانه زندگی کنید اختیار تغییر فضا رو ندارید و از طرفی توان مهاجرت هم ندارید خب اختیار قلبی که از شما سلب نشده الّا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان مثل مؤمن آل فرعون که اگر چه نمی تونست فضای دبار فرعون رو عوض کنه اما باز اختیار اعتقادی  ازش سلب نشده بود بنابراین به صورت اختیاری در درونش عمل فرعون رو رد میکرد و مانع تاثیر تبلیغات فرعون بر خودش میشد. از طرفی اختیار محض هم نیست چون شما نمی تونید بعد از اینکه یک عمل رو انتخاب کردید همه شرایط به ثمر رسیدن اون عمل رو تضمین کنید. مثلا اقدام به مسافرت به شهر اصفهان می کنید اما ممکنه تصادف مانع رسیدن شما بشه یا تصمیم میگیرید فلان کار خیر رو انجام بدید اما همه حصول و وقوع همه نتایج کارتون از عهده شما ساخته نیست. لذا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: عرفت الله بفسخ العزائم و نقض الهمم (( خدا را از طریق باز شدن گره ها (شکستن جبرها) و سست شدن اراده ها و همتها (شکستن اختیارهای محض) شناختم)) از طرفی یکی دیگه از چیزهایی که میتونیم نتیجه بگیریم اختیار محض نیست اینه که ما اختیار قبضه کامل نتایج کارامونو نداریم مثلا شما اختیارا به طرف یک شیشه سنگ پرتاب میکنید اما بلافاصله پشیمون میشید آیا میتونید کاری کنید که سنگ برگرده و به شیشه اصابت نکنه؟! بنابراین نظر شیعه بر این هست که نه جبر محض و نه اختیار محض وجود داره بلکه چیزی بین جبر و اختیار برای انسان حاکم هست. اما اینکه گفتید اون عالم سنی این حرفو زده برای این هست که اهل تسنن مبانی فکریشون غالبا بر مبنای جبر محض یا اختیار محض شکل گرفته و این هم یه ریشه تاریخی داره که فعلا نیاز به گفتنش نیست.
_ خدا خیرتون بده حاج آقا خلاصم کردید! می دونید برای چی میگم؟ چون من سه سال از عمرم به کثافت کاری گذشت. قبلا توی ... کار میکردم اما بعد معتاد شدم و از اونجا اخراج شدم کم کم به حدی خراب شدم که شبها توی همین پارک می خوابیدم اما بعد توبه کردم و از اعتیاد خلاص شدم اونوقت گفته اون عالم سنی منو به فکر واداشته بود که نکنه پس من مجبور بودم که معتاد بشم بنابراین توبه کردنم هم بیخودیه!!
(و من ترجیح دادم فقط با خنده و تظاهر به قهقهه بر بطلان گفتار اون عالم سنی تاکید کنم.)
مرد که خنده من اطمینان بیشتری بهش داده بود گفت: _ حاج آقا می دونید چطوری شد توبه کردم؟ میخوام ببینم توبه من قبوله؟ 
_ چطور مگه؟
_ دو سال پیش آخر ماه صفر یه دسته عزاداری می رفت سمت حرم امام رضا علیه السلام. من کنار خیابون وایساده بودم که یکی اومد بهم گفت بیا یکی از پرچمهای جلو دسته عزاداری رو تو بردار. من در حالی که از امام رضا علیه السلام خجالت می کشیدم پرچمو برداشتم و هی به امام رضا علیه السلام می گفتم آقا ببخشید! آقا غلط کردم! آقا دیگه توبه می کنم! الآن دو ساله که پاکم اما من در این سه سال باعث شرمساری زن و بچه ام شدم آیا خدا توبه منو قبول می کنه؟
_ برو بابا! گرفتی ما رو؟! مرد حسابی امام رضا بهت نظر کرده از منجلاب نجاتت داده اونوقت هنوزم شک داری! تو الآن خیلی از من بهتری! مطمئن باش که خدا توبه تو رو قبول کرده.
بعد از رد و بدل شدن یه شماره تلفن و یه تعارف ساده اون مرد تائب اون نظر کرده امام رضا علیه السلام رفت و من باز هم نگاهی به پارک خاموش انداختم و به کرامت امام رضا علیه السلام فکر کردم. قربونتون برم امام رضا که حتی پارکهای شهرتون هم مثل حرمتون اسرار بزرگی رو در خودشون نهفته دارند. زمانی  درختهای پارک پذیرای یه معتاد کارتون خواب بودند و زمانی هم از فاصله نه چندان دور داستان رهیدنشو  می شنیدند.    


9/11/90::: 7:4 ع
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ دیروز کنار رودخانه اخلمد (اردوی بچه های مسجد)


+ رضا خان و محمدرضا پهلوی یکی از سیئات اعمال محمدعلی فروغی هستند. گمان نکن تلاش برای به قدرت رسیدن یک جریان، مسئولیتی منقطع دارد.
+ فرق است بین اینکه برای نوشتن دنبال سوژه بگردی و بین اینکه آنچه نیکوست بنویسی. باور کن خیلی وقتها ننوشتن آبرومندانه تر و حتی حکیمانه تر از نوشتن است.
+ جالبتر اینکه در فیس بوک برخی از مدعیان زرتشتی دین مقدس اسلام را به این دلیل که دربردارنده فرامین مقدس جهاد است دینی خشن معرفی میکردند. اما خنده دارتر اینکه این مدعیان دروغین حتی از اصول همان دینی که از آن دم می زنند بیخبرند زیرا حتی در اوستای موجود هم در جاهای بسیاری فرمان داده شده است که از کسانی که خدا را قبول ندارند یا اندیشه ای پلید دارند اعراض کرده و حتی به مبارزه برخیزند


+ جالب است بدانید که در روایات شیعه نظرات متفاوتی در مورد زرتشت ارائه شده است اما اکثر روایات زرتشت را پیامبری الهی می دانند که دینش پس از وی دستخوش تحریف شده است.


+ از بد دیدن خسته شده ام ... زیبای من طنازی کن
+ کاملا واقعی: تابستان 90 شخصی در امارات ادعای پیامبری کرد بلافاصله شخص دیگری از اردن بیانیه داد که: من پیامبری مبعوث نکرده ام !!!
+ ائمه برای ما شیعیان فقط وسیله توسل برای گرفتن حاجت دنیوی نیستند. آنها آمده اند ما را زنده کنند. آمده اند هدایتمان کنند. در لسان عرفا علم و حیات به یک معنا است. لذا اگر می گویند امام رضا علیه السلام عالم آل محمد است یعنی محیی آل محمد است. یعنی شیعیان را زنده میکند. وقتی با امام گفتگو می کنی از او کمتر از آب حیات مخواه


+ تقیه شعار شیعه است اما محدوده تقیه مربوط به فروع دین است، نظیر اینکه امام صادق علیه السلام از بیم آنکه دشمنان تشیع خون شیعیان را نریزند وقت نماز را برای هر یک جداگانه معین میکرده اند تا سبب جلب توجه دشمنان شیعه نشود. ولی در اصول دین و عقاید هیچگونه تقیه ای در جریان نیست. هر گاه اصل دین که توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل است به خطر افتد بی مهابا باید از این عقاید دفاع کرد
+ کار به درستی و نادرستیش ندارم اما انصافا قشنگ نوشته خانم سحربانو توی فیدش ... نوشته: کلاغ پـَر...!! نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ... نگاهت پـَر .. خاطراتت هم پـَر... صدایت پـَـــر... کلاغ پـَر..!؟؟ نه... جوانی ام پـَر... خاطراتم پــَر ...من هم پــَـــــر ...پــَــــر.. حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیـــچ وقت به خانه ش نرسید....!