سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
یک نکته از هزاران
برترین سخن، ذکر خداوند متعال است و اساس حکمت، فرمان برداری اوست . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
حجاب و عفاف ، عاشورا ، رئیس جمهور ، دموکراسی ، مجلس شورای اسلامی ، شرح غزلیات حافظ ، امام حسین علیه السلام ، توجه به معاد ، مردم سالاری دینی ، حکومت اسلامی ، دین سالاری مردمی ، غضنفر ، حضرت علی علیه السلام ، صوفیه ، خانقاه ، عرفان کاذب ، نرخ کالاها ، مشکلات اقتصادی ، سؤال از رئیس جمهور ، اسماعیل ، ابراهیم ، معصومین علیهم السلام ، امامان شیعه ، میرزا جوادآقا طهرانی ، علماء شیعه ، احمدی نژاد ، استخدام زنان ، شهوترانی ، عقد موقت ، ابوالفضل علیه السلام ، آب ، تولدم ، برکت عمر ، دختر ، جهیزیه ، توصیه پیامبر صلی اله علیه و آله به کمک برای تامین جهیزیه و سایر ، حجاب و عفاف در خانه و خانواده ، نگاه شهوت آلود ، موسیقی ، لقمه حرام ، ضعف ایمان ، بی غیرتی ، حیا ، تمدن ، سکوت ، نگاه ، سخن گفتن ، اسلام رفاقتی ، ابوعبیده جراح ، حرامخوران عاشورایی ، کسب حرام ، کسب حرام و کمرنگ شدن ارزشهای دینی و اخلاقی ، امام زمان عجل الله فرجه ، ظهور ، دموکراسی غربی ، ظلم و ستم ، شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای ، حضرت زینب سلام الله علیها ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ، زن در خانقاه‏ ، حورالعین ، علی اکبر ، امام رضا علیه السلام ، بهشت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :25
کل بازدید :30604
تعداد کل یاداشته ها : 135
30/2/91
8:25 ص
موسیقی

سلام


 توضیح عکس: اختلاط زن و مرد نامحرم صوفی



در حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است که جبرئیل علیه السلام با خویش عقل و دین و حیا را نزد حضرت آدم علیه السلام آورده و اظهار داشت: «خداوند به من امر کرده که تو را در انتخاب یکی از این سه چیز مخیر کنم، یکی از این سه را برگزین و دو چیز دیگر را رها کن.» آدم علیه السلام عقل را برگزید. جبرئیل علیه السلام رو به دین و حیا کرده و گفت: « شما بازگردید» اما دین و حیا گفتند: « ما ماموریم که هر جا عقل باشد ما نیز همراه وی باشیم» جبرئیل نیز آن دو را با عقل گذاشت و بازگشت.
این روایت شریفه که مورد قبول همه علماء بوده و صحیح الاسناد نیز می باشد دلالت دارد بر اینکه حیا و ایمان عقل ملازم همند، لذا اگر کسی مبتلا به فقر حیا باشد بالبداهه گواه فقر دین و عقل خویش نیر خواهد بود.
اما متاسفانه گاهی اوقات شاهدیم که برخی به نام دین مرزهای حیا را درنوردیده و حریم بین زن و مرد نامحرم را نقض می کنند. برخی به نام بیان مسائل عرفانی و گروهی به بهانه تبیین مسائل شریعت و ... پوستین میش بر اندام گرگ‌گونه خویش کشیده و بر مطامع نفس خویش پای می کوبند. ( البته ما در این مقال برخی از بی حیایی هایی که به نام دین صورت می گیرد را مورد اشاره قرار می دهیم و الا بی حیایی کسانی که رسما و آشکارا دین را زیر پا گذاشته اند واضح و مبرهن و ـ به بداهت همراهی دین و حیا و عقل ـ بی دینی و بی عقلیشان غیرقابل و انکار است)


حقیر مدتی در اقوال صوفیه تحقیق کرده ام و همتم بر آن بوده تا از نزدیک از آراء آنان مطلع گردم. سال 84 پس از آنکه از قم برگشتم در شهرستان فردوس اقامت گزیده و از قضا با یکی از کتابفروش های آن شهر پیوند دوستی بستم. روزی در خلال صحبتهایش متوجه شدم که وی فردی به نام **** ****  که ما از این پس از او با نام مستعار فردوسی نام خواهیم برد را بسیار می ستاید و او را قطب خویش می خواند. از احوالش که جویا شدم دانستم آقای فردوسی در خانقاه مرحوم شیخ محمد باقر ساعدی رشد یافته و یکی از سران خانقاه مزبور به شمار می اید. پس از فوت شیخ محمدباقر ساعدی رهبری بخشی از صوفیان خانقاه ساعدی را فردی به نام سید صدرالدین قوام شهیدی در مشهد بر عهده گرفته و خانقاهی دایر کرده است. فردوسی نیز در فردوس سر به تبلیغ این خانقاه بلند کرده و توانسته بود افرادی را گرد خویش جمع آورد.
حقیر که سابقه برخورد با این قبیل افراد را داشتم و می دانستم که در برخورد و مقابله مستقیم یا در لاک توریه فرو می روند و یا گارد ستیزه جویی می گیرند از در دوستی وارد شدم تا اینکه روزی آقای فردوسی با من تماس گرفت و گفت: « قطب ما آقای قوام شهیدی در فردوس اجلال نزول فرموده اند و  همراه برخی از مریدانشان در منزل من مقیم گشته اند» من نیز با دنیایی از کنجکاوی عازم خانه آن آقا شدم. با خویش می گفتم الآن فردی را خواهم دید که یک ریش بلند وزوزی صورتش را احاطه کرده و زنار به کمر بسته کشکولی را همراه خواهد داشت. (هر چند که برخی از دراویش قم خذلهم الله را که دیده بودم پوششی بسیار عادی داشتند) اما همین که وی را دیدم لبخندی از سر غافلگیری بر لبانم نشست. وی با کله ای طاس پیراهنی گل منگلی و نیم آستین پوشیده بود و ریشش را بسیار شیک و مرتب پروفسوری زده بود. اندکی با وی هم‌صحبت شدم و پس از آن سؤالاتم را پیرامون فرقه شان پرسیدم.
اگر چه بیان همه آن خاطرات و مجلس عجیبی که تشکیل داده بودند نوشته ای جداگانه می طلبد اما یکی از وجوه جالب آن جلسه همراهی یک خانم بدحجاب همراه این گروه بود که چون همسر یکی از دراویش جوان بود همراه آنان آمده بود. وی حجابی بسیار آشفته داشت و روسریش فقط پشت سرش را می پوشاند. این زن همراه آن همه مرد عازم سفر گشته بود و در سفر زیارت!! قبر شاه نعمت الله ولی و ... آنان را همراهی کرده بود.


صبحدم که می خواستند وجود منحوسشان را از فردوس ببرند در هر یک از اتومبیلها چهار یا پنج درویش نشستند اما در موکب جناب قوام شهیدی فقط شوهر آن زن به عنوان راننده حضور داشت و آن زن نیز با وضعی بزک کزده و اسف‌بار در صندلی جلو  و حضرت آقا!! سید صدرالدین قوام شهیدی نیز در صندلی عقب نشست! من با نیشخندی آکنده از طعنه به آقای فردوسی گفتم: «این قطب شما انگار برایش محرم و نامحرم ندارد!» که با کمال تعجب پاسخ شنیدم: «آقا به زنان مریدان خویش محرمند!!!»


 و من با خنده گفتم: مرحبا به این حیای صوفیانه!


توضیح عکس: یکی از زنان در حال بوسیدن دست قطب خانقاه


 


 


پی نوشت:


چون از خاطرات فردوس عکسی در دست نداشتم فقط برای عکسها از تصاویر سایت خرقه پشمینه  استفاده کرده‌ام. متاسفانه عکسی از آقای قوام شهیدی در اختیارم نبود. فردی را که در عکس می بینید از دراویش فرقه صوفیه گنابادی است.


30/8/90::: 12:44 ع
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ رضا خان و محمدرضا پهلوی یکی از سیئات اعمال محمدعلی فروغی هستند. گمان نکن تلاش برای به قدرت رسیدن یک جریان، مسئولیتی منقطع دارد.
+ فرق است بین اینکه برای نوشتن دنبال سوژه بگردی و بین اینکه آنچه نیکوست بنویسی. باور کن خیلی وقتها ننوشتن آبرومندانه تر و حتی حکیمانه تر از نوشتن است.
+ جالبتر اینکه در فیس بوک برخی از مدعیان زرتشتی دین مقدس اسلام را به این دلیل که دربردارنده فرامین مقدس جهاد است دینی خشن معرفی میکردند. اما خنده دارتر اینکه این مدعیان دروغین حتی از اصول همان دینی که از آن دم می زنند بیخبرند زیرا حتی در اوستای موجود هم در جاهای بسیاری فرمان داده شده است که از کسانی که خدا را قبول ندارند یا اندیشه ای پلید دارند اعراض کرده و حتی به مبارزه برخیزند


+ جالب است بدانید که در روایات شیعه نظرات متفاوتی در مورد زرتشت ارائه شده است اما اکثر روایات زرتشت را پیامبری الهی می دانند که دینش پس از وی دستخوش تحریف شده است.


+ از بد دیدن خسته شده ام ... زیبای من طنازی کن
+ کاملا واقعی: تابستان 90 شخصی در امارات ادعای پیامبری کرد بلافاصله شخص دیگری از اردن بیانیه داد که: من پیامبری مبعوث نکرده ام !!!
+ ائمه برای ما شیعیان فقط وسیله توسل برای گرفتن حاجت دنیوی نیستند. آنها آمده اند ما را زنده کنند. آمده اند هدایتمان کنند. در لسان عرفا علم و حیات به یک معنا است. لذا اگر می گویند امام رضا علیه السلام عالم آل محمد است یعنی محیی آل محمد است. یعنی شیعیان را زنده میکند. وقتی با امام گفتگو می کنی از او کمتر از آب حیات مخواه


+ تقیه شعار شیعه است اما محدوده تقیه مربوط به فروع دین است، نظیر اینکه امام صادق علیه السلام از بیم آنکه دشمنان تشیع خون شیعیان را نریزند وقت نماز را برای هر یک جداگانه معین میکرده اند تا سبب جلب توجه دشمنان شیعه نشود. ولی در اصول دین و عقاید هیچگونه تقیه ای در جریان نیست. هر گاه اصل دین که توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل است به خطر افتد بی مهابا باید از این عقاید دفاع کرد
+ کار به درستی و نادرستیش ندارم اما انصافا قشنگ نوشته خانم سحربانو توی فیدش ... نوشته: کلاغ پـَر...!! نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ... نگاهت پـَر .. خاطراتت هم پـَر... صدایت پـَـــر... کلاغ پـَر..!؟؟ نه... جوانی ام پـَر... خاطراتم پــَر ...من هم پــَـــــر ...پــَــــر.. حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیـــچ وقت به خانه ش نرسید....!


+ سکونی از محدثین سنی مذهبی است که افتخار شاگردی امام باقر و امام صادق علیهما السلام را دارد. فقهاء شیعه عمل به احادیث او را روا میدانند و وی را فردی امین و بزرگ می شمارند. جالب است بدانید که مذهب سنی سکونی مانع محبت امام و شیعیان به وی نشده بود. هیچ کس به او توهین نمی کرد. حتی سکونی با ابوبصیر که از بزرگان شیعه و شاگرد خاص امام صادق است شریک تجاری بوده است.