سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
یک نکته از هزاران
اندیشیدن همانند دیدن نیست ، چه بود که دیده‏ها چیزى را چنانکه نیست نشان دهد ، لیکن خرد با کسى که از آن نصیحت خواهد خیانت نکند . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
حجاب و عفاف ، عاشورا ، رئیس جمهور ، دموکراسی ، مجلس شورای اسلامی ، شرح غزلیات حافظ ، امام حسین علیه السلام ، توجه به معاد ، مردم سالاری دینی ، حکومت اسلامی ، دین سالاری مردمی ، غضنفر ، حضرت علی علیه السلام ، صوفیه ، خانقاه ، عرفان کاذب ، نرخ کالاها ، مشکلات اقتصادی ، سؤال از رئیس جمهور ، اسماعیل ، ابراهیم ، معصومین علیهم السلام ، امامان شیعه ، میرزا جوادآقا طهرانی ، علماء شیعه ، احمدی نژاد ، استخدام زنان ، شهوترانی ، عقد موقت ، ابوالفضل علیه السلام ، آب ، تولدم ، برکت عمر ، دختر ، جهیزیه ، توصیه پیامبر صلی اله علیه و آله به کمک برای تامین جهیزیه و سایر ، حجاب و عفاف در خانه و خانواده ، نگاه شهوت آلود ، موسیقی ، لقمه حرام ، ضعف ایمان ، بی غیرتی ، حیا ، تمدن ، سکوت ، نگاه ، سخن گفتن ، اسلام رفاقتی ، ابوعبیده جراح ، حرامخوران عاشورایی ، کسب حرام ، کسب حرام و کمرنگ شدن ارزشهای دینی و اخلاقی ، امام زمان عجل الله فرجه ، ظهور ، دموکراسی غربی ، ظلم و ستم ، شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای ، حضرت زینب سلام الله علیها ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ، زن در خانقاه‏ ، حورالعین ، علی اکبر ، امام رضا علیه السلام ، بهشت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :15
بازدید دیروز :25
کل بازدید :30597
تعداد کل یاداشته ها : 135
30/2/91
8:19 ص
موسیقی

امروز ظهر تلفن همراهم مکرر زنگ می‌خورد. عادت ندارم  در غیر ساعات کاری شماره ناشناس را جواب بدهم اما از بس این شماره موبایلم را دیوانه‌وار به صدا وامی‌داشت بالاخره از رو رفتم و جواب دادم و گوینده مطلبی را بیان کرد که بی اختیار چند لحظه ای به صورت منقطع صحبت می‌کردم.
تا بحال چند بار شده که در بین تماسها و بعضا مشاوره‌ها شاهد ابراز نظراتی عجیب و در برخی موارد مشمئز‌کننده و حتی نامردانه بوده‌ام. مثلا یادم است چند ماه پیش دانشجویی با من تماس گرفت و گفت: "حاج آقا دختری دانشجو به امید ازدواج دائم با من ارتباط دارد و من میخواهم به بهانه اینکه باید شناخت اولیه صورت گیرد او را عقد موقت کنم ولی قصدم این است که پس از گرفتن کام او را رها کنم آیا این عقد از نظر شرعی صحیح است و من با توجه به اینکه چنین نیتی دارم با او محرم خواهم شد؟" (منظورش این بود که می‌تواند با این کار هم هوسرانی کرده و هم از گناه زنا رهیده باشد؟) و من اما در حالی که به خاطر این‌همه نامردی اشک در چشمانم نشسته بود فقط یک جمله در جوابش گفتم که: "از خدا بترس"


امروز اما تا مرد از پشت گوشی سلام و احوالپرسی کرد گریه‌اش گرفت و با همان لحن گریه گفت: حاج آقا چکار کنم؟! عاشق دخترم شده ام! چه خاکی بر سرم بریزم؟! و من در حالی که هم از گریه مرد و هم از شنیدن این جملات متعجب شده بودم گفتم: چطور مگر؟ مرد جواب داد: عاشق دخترم شده‌ام و دیگر به چشم دختر به او نگاه نمی‌کنم البته خوشبختانه تابحال مرتکب خطا نشده ام اما از آنجا که هم می دانم این احساسم گناه است و هم وجدانم مرا تخطئه می‌کند به بهانه کاری قریب یکماه است که از شهرم خارج شده و در مشهد سرگردانم! گفتم: خب چطور شد که چنین احساسی درباره دخترت پیدا کردی؟! و او جواب داد: دخترم در مقابل من پوشش مناسبی ندارد و این عدم پوشش ابتدا مرا به گناه چشم چرانی!!! و سپس به علاقه و عشق نامشروع کشانده است. 
به آن مرد پیشنهاد دادم که در اولین فرصت ممکن بساط ازدواج دخترش را فراهم و او را به خانه شوهر بفرستد و تا آن زمان هم می‌تواند از او بخواهد که پوشش مناسبی داشته باشد، هیچگاه هنگام تنهایی او و دخترش در خانه نماند، تا آنجا که می‌تواند این عشق کاذب را از طریق ارتباط زناشویی با همسر کنترل کند و ...
اما پس از اتمام مکالمه با خود اندیشیدم واقعا عجب حیوانی است این بشر اگر تقوا نداشته باشد!


نمی دانم! شاید مشکل این مرد برخی اوقات برای افراد دیگر و به اشکال متفاوت ایجاد شده باشد و البته پیش از این هم در یکی از سفرهای تبلیغی به چنین موضوعی برخورده بودم (البته نه بین پدر و دختر) اما ای‌کاش دختران و زنان جوان در مقابل پدر و برادر و پدرشوهر و سایر محارم پوشش مناسب را رعایت کنند تا خدای ناکرده زمینه بروز چنین فجایعی فراهم نشود.


پی‌نوشت:


البته حقیر هیچگاه اسرار دیگران را فاش نکرده‌ام و این مورد هم با توجه به خاص بودن موضوع، برای نقلش در وبلاگ از خود شخص اجازه گرفته بودم.


27/7/90::: 9:14 ع
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ رضا خان و محمدرضا پهلوی یکی از سیئات اعمال محمدعلی فروغی هستند. گمان نکن تلاش برای به قدرت رسیدن یک جریان، مسئولیتی منقطع دارد.
+ فرق است بین اینکه برای نوشتن دنبال سوژه بگردی و بین اینکه آنچه نیکوست بنویسی. باور کن خیلی وقتها ننوشتن آبرومندانه تر و حتی حکیمانه تر از نوشتن است.
+ جالبتر اینکه در فیس بوک برخی از مدعیان زرتشتی دین مقدس اسلام را به این دلیل که دربردارنده فرامین مقدس جهاد است دینی خشن معرفی میکردند. اما خنده دارتر اینکه این مدعیان دروغین حتی از اصول همان دینی که از آن دم می زنند بیخبرند زیرا حتی در اوستای موجود هم در جاهای بسیاری فرمان داده شده است که از کسانی که خدا را قبول ندارند یا اندیشه ای پلید دارند اعراض کرده و حتی به مبارزه برخیزند


+ جالب است بدانید که در روایات شیعه نظرات متفاوتی در مورد زرتشت ارائه شده است اما اکثر روایات زرتشت را پیامبری الهی می دانند که دینش پس از وی دستخوش تحریف شده است.


+ از بد دیدن خسته شده ام ... زیبای من طنازی کن
+ کاملا واقعی: تابستان 90 شخصی در امارات ادعای پیامبری کرد بلافاصله شخص دیگری از اردن بیانیه داد که: من پیامبری مبعوث نکرده ام !!!
+ ائمه برای ما شیعیان فقط وسیله توسل برای گرفتن حاجت دنیوی نیستند. آنها آمده اند ما را زنده کنند. آمده اند هدایتمان کنند. در لسان عرفا علم و حیات به یک معنا است. لذا اگر می گویند امام رضا علیه السلام عالم آل محمد است یعنی محیی آل محمد است. یعنی شیعیان را زنده میکند. وقتی با امام گفتگو می کنی از او کمتر از آب حیات مخواه


+ تقیه شعار شیعه است اما محدوده تقیه مربوط به فروع دین است، نظیر اینکه امام صادق علیه السلام از بیم آنکه دشمنان تشیع خون شیعیان را نریزند وقت نماز را برای هر یک جداگانه معین میکرده اند تا سبب جلب توجه دشمنان شیعه نشود. ولی در اصول دین و عقاید هیچگونه تقیه ای در جریان نیست. هر گاه اصل دین که توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل است به خطر افتد بی مهابا باید از این عقاید دفاع کرد
+ کار به درستی و نادرستیش ندارم اما انصافا قشنگ نوشته خانم سحربانو توی فیدش ... نوشته: کلاغ پـَر...!! نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ... نگاهت پـَر .. خاطراتت هم پـَر... صدایت پـَـــر... کلاغ پـَر..!؟؟ نه... جوانی ام پـَر... خاطراتم پــَر ...من هم پــَـــــر ...پــَــــر.. حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیـــچ وقت به خانه ش نرسید....!


+ سکونی از محدثین سنی مذهبی است که افتخار شاگردی امام باقر و امام صادق علیهما السلام را دارد. فقهاء شیعه عمل به احادیث او را روا میدانند و وی را فردی امین و بزرگ می شمارند. جالب است بدانید که مذهب سنی سکونی مانع محبت امام و شیعیان به وی نشده بود. هیچ کس به او توهین نمی کرد. حتی سکونی با ابوبصیر که از بزرگان شیعه و شاگرد خاص امام صادق است شریک تجاری بوده است.