سفارش تبلیغ
صبا
نزدیکترین مردم به پیامبران، داناترین آنان است به آنچه آورده اند . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
حجاب و عفاف ، عاشورا ، مجلس شورای اسلامی ، رئیس جمهور ، دموکراسی ، امام حسین علیه السلام ، شرح غزلیات حافظ ، شهوترانی ، صوفیه ، ضعف ایمان ، ظلم و ستم ، ظهور ، مردم سالاری دینی ، مشکلات اقتصادی ، معصومین علیهم السلام ، موسیقی ، میرزا جوادآقا طهرانی ، نرخ کالاها ، نگاه ، نگاه شهوت آلود ، عرفان کاذب ، عقد موقت ، علماء شیعه ، علی اکبر ، غضنفر ، کسب حرام ، کسب حرام و کمرنگ شدن ارزشهای دینی و اخلاقی ، لقمه حرام ، امام رضا علیه السلام ، امام زمان عجل الله فرجه ، امامان شیعه ، برکت عمر ، بهشت ، بی غیرتی ، تمدن ، توجه به معاد ، توصیه پیامبر صلی اله علیه و آله به کمک برای تامین جهیزیه و سایر ، تولدم ، جهیزیه ، آب ، ابراهیم ، ابوالفضل علیه السلام ، ابوعبیده جراح ، احمدی نژاد ، استخدام زنان ، اسلام رفاقتی ، اسماعیل ، اصرار لاریجانی بر بازگشت دولت به ریل قانون ، دموکراسی غربی ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ، دین سالاری مردمی ، رسالت رسانه ای ، زن در خانقاه‏ ، سؤال از رئیس جمهور ، سخن گفتن ، سکوت ، شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای ، حجاب و عفاف در خانه و خانواده ، حرامخوران عاشورایی ، حضرت زینب سلام الله علیها ، حضرت علی علیه السلام ، حکومت اسلامی ، حورالعین ، حیا ، خانقاه ، دختر ، دکتر لاریجانی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :18
بازدید دیروز :70
کل بازدید :188524
تعداد کل یاداشته ها : 144
97/3/5
6:32 ص
موسیقی

به نام خدا

کاش انتخابات ریاست جمهوری در کشور ما دو مرحله داشت! یک مرحله مردم نخبگان را انتخاب نموده و در مرحله بعدی نخبگان رئیس جمهور را تعیین می کردند. اینکه در کشور ما فردی بتواند با ایجاد یک موج توده مردم را با خویش همراه نموده و فارغ از اینکه صلاحیت اعتقادی، اجرائی و مدیریتی لازم را داشته باشد به قدرت برسد و یا حتی در صورت عدم انتخاب نیز بتواند جریان بیافریند میتواند تا حد زیادی آسیب زننده باشد.
ما میتوانیم نظیر این اتفاق را در سال 58، سال 76، سال 80 و سالهای 84 و 88 شاهد باشیم.


90/11/19::: 10:36 ص
نظر()
  
  

به نام خدا

همیشه اشخاص و جریانهایی هستند که به هر پدیده به چشم یک موقعیت خوب یا بد بنگرند و آن را فقط از زاویه منافع شخصی و گروهی خویش بسنجند. انقلاب اسلامی ایران نیز از همین پدیده هاست.
هنگامی که توسط یک جریان انقلابی فضای جامعه متغیر شده یا بنیان حکومت سست میشود جریانات دیگر نیز میکوشند بخت خویش را در این گردونه بیازمایند برخی از این جریانات می کوشند این حرکت را شتابی بیشتر دهند منتها با تز و شیوه خود مانند سازمان مجاهدین خلق و برخی دیگر همینقدر ریسک را هم نمیپذیرند صبر می کنند جریان اول اگر به پیروزی رسید در لحظه آخر به یکباره ارمغانش را به یغما برند مانند نهضت آزادی و لیبرالها.
طمعی که دولتهای خارجی و اجانب به ثمرات انقلابی دوخته اند نیز یکی از تهدیدات این انقلاب است.
توجه داشته باشید که یکی از همین جریان ها کافی است تا نتیجه یک انقلاب را مصادره کند. ما این اتفاق را در کشورهای آسیای میانه و افغانستان و بحرین و عراق و ... و کشورهای آمریکای جنوبی از قبیل شیلی و ... دیده ایم. وقتی تاریخ اول انقلاب را می خوانم تعجب می کنم که علیرغم همه این اتفاقات چگونه این انقلاب پابرجا ماند.
ترور شخصیتهای برجسته و توده مردم توسط سازمان مجاهدین، رخنه مارکسیستها و توده ای ها در مجالس قانونگزاری و مراکز مهمی از قبیل سپاه پاسداران و دانشگاه ها، خیانت شخصیتهای مهم مانند رییس جمهور بنی صدر ، قبضه دولت توسط ملی گرایان و نهضت آزادی، اختلاف جریانهای مذهبی با همدیگر آنسان که هر جریانی جریان دیگر به آمریکایی بودن متهم می کرد و سرانجام جنگ تحمیلی هشت ساله.
و اگر نبود کارشناسی غیر کارشناسانه جریان لیبرالیسم و نهضت آزادی شاید انقلاب اسلامی حتی در جزئی ترین موارد نیز کاملا بر مبنای فقه حکومتی شیعی شکل میگرفت. شاید از همین رو امام رحمة الله علیه در نامه ای که به آیت الله منتظری نوشتند فرمودند :«والله من از اول با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم» اما چه می شد کرد که این جریان قسمتی از افق نگاه مردم را تسخیر کردند و امام مجبور شد بسان جدش انعطاف گونه برخورد کند. جدش علی علیه السلام صبر کرد تا انقلاب جهانی و ابدی پیامبر زنده بماند و او نیز علیرغم مخالف بودن نخست وزیری بازرگان را پذیرفت تا از اختلافات فراوان و هضم شدن انقلاب در این اختلافات جلوگیری کند. ما در همه این جریانات نقش رهبری را در جهت دادن حرکت انقلاب بارز می بینیم. اگر رهبری نیز مانند سایر شخصیت ها به منافع جناحی یا شخصی می اندیشید یا اینکه مانند برخی از آقایان سریعا تحت تاثیر افراد و اتفاقات قرار می گرفت یا شجاعت و صلابت لازم را برای صیانت از ارمغان انقلاب نداشت شاید حتی نوبت به خوش خدمتی سگ امپریالیزم صدام دیوانه نمی رسید و قبل از جنگ مقصود جریانهای غیر دینی حاصل می شد. وجود این جریان در قانونگزاری و تدوین قانون اساسی سبب شد تا برخی از صور حکومتی کاملا منطبق با قالب فقه حکومتی نباشد اما این هنر فقه شیعه است که در هر صورتی توان بقا دارد و مجاهدتهای عالمان بزرگی چون آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی، آیت الله شهید بهشتی، آیت الله دکتر محمد مفتح، و ... توانست فرصت انطباق قانون اساسی با بیشترین حد ممکن با فقه شیعی را تضمین کند. اگر چه متاسفانه لیبرالها از همان نجف و نوفلوشاتو با بیت امام درآمیختند اما باز شجاعت امام در لحظه آخر کار خودش را کرد و این جریان را به عقب راند. البته این جریان باز هم ضربه بزرگی به این انقلاب زد به نوعی که این انقلاب مجبور شد برای بقای خویش قسمت عمده قالب حکومتی غربیان را بگیرد هر چند که در محتوا همان اصالت را حفظ کرد. سرانجام امام خمینی هنگامی که لیبرالیسم و نهضت آزادی به جنگ مستقیم ضروریات دین آمد و ماهیتش بر همگان مشخص گشت آن را از گردونه انقلاب حذف کردند.
جریان دیگر وجود مراجع تقلید و روحانیونی بود که فقط در احکام عبادی ممحض شده و طعم فقه عملی را نچشیده بودند. افرادی چون سیدکاظم شریعتمداری که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با این جریان همراه نبود و پس از پیروزی انقلاب نیز تحت تاثیر گروهک خلق مسلمان قرار گرفت و از گردونه انقلاب خارج شد. (البته کتاب «شریعتمداری در دادگاه تاریخ» متاسفانه تعصب و غرض ورزی را با تاریخنگاری آمیخته است) یا آیت الله سید حسن قمی که با انقلاب زاویه گرفت. برخورد امام با این جریان نیز به گونه ای بود که مردم براحتی بتوانند بین جریان صحیح و ناصحیح روحانیت و مرجعیت  تشخیص دهند.
امام رحمة الله علیه پیش از پیروزی انقلاب سازمان مجاهدین خلق را طرد کرد. این گروهک پس از پیروزی به ترور و حذف فیزیکی شخصیتهای بزرگ روی آورد ولی حمایت مردم از خط ولایت فقیه توانست به مقدار زیادی این فتنه را خنثی کند.
در همه این اتفاقات و نظایر اینها امام خمینی با صلابت همچون کوهی استوار ایستاد و مردم نیز با پیروی از ولی فقیه توانستند ارمغان انقلاب را حفظ کنند.
ما به ذکر همین نظایر بسنده کرده و از ذکر اتفاقات و جریانهای متعدد دیگر باز می ایستیم.
آری آنچه تضمین کننده حفظ اصول یک انقلاب و بقای استقلال یک کشور است وجود رهبری خبیر، شجاع و موقعیت شناس و زیرک است. به روح و روان امام راحل درود می فرستیم و از خدا میخواهم که وی را با جدش امیرالمؤمنین علیه السلام محشور گرداند.


90/11/13::: 10:15 ص
نظر()
  
  

چند سالی است که به مدد هنر واژه پردازی مطلبی بر سر زبانها افتاده به نام مردم سالاری دینی. لیکن باید توجه داشت که این اصطلاح میانه چندانی با مبانی فقه حکومتی شیعی ندارد.
مردم سالاری دینی دو معنا میتواند داشته باشد
                                        الف: مردم بر طبق موازین دینی بر سرنوشت سیاسی اجتماعی خویش حاکمند.
                                        ب: مردم در انتخاب جهت دینی در حکومت متبوع خویش مختارند.
بطلان معنای دوم کاملا واضح است و پرواضح است که کسی که حکومت اسلامی را می پذیرد دیگر نمیتواند جهت آن را خودش انتخاب کند بلکه باید به همه جهات و موازین اسلامی در حکومت گردن نهد و مصداق کسانی که میگفتند آمنا ببعض و نکفر ببعض نباشد. بارها شنیده ایم که برخی در صحبتهای عامیانه برای اثبات اختیار در انتخاب جهت دینی به آیه لا اکراه فی الدین استمساک میورزند. این آیه مربوط به انتخاب جهت دینی در حکومت نبوده و ناظر به کسانی است که هنوز اسلام نیاورده اند لیکن وقتی کسی پس از اتباع رشد دین اسلام را بپذیرد دیگر نمیتواند از اصول آن تخلف ورزد و باید عبودیت محض داشته باشد.
تفسیر اول از مردم سالاری دینی به این معنا که مردم بر طبق موازین دینی بر سرنوشت سیاسی اجتماعی خویش حاکمند نیز میتواند قابل نقد باشد. زیرا اگر چه مردم بر طبق موازین دین اسلام باید از حکومت اسلامی پیروی کنند لیکن بر سرنوشت خویش حاکم نیستند. بلکه در بسیاری موارد ممکن است دین با خواست آنان متفاوت باشد و پر واضح است که در این صورت آنان بر سرنوشت خویش حاکم نخواهند بود بلکه دین سرنوشت آنان را رقم خواهد زد.
لیکن این به این معنا نیست که مردم در حکومت دینی نقش ندارند بلکه بیعتهای مختلف که در زمان پیامبر اکرم صورت گرفت از قبیل بیعت رضوان و بیعتی که مردم در روز غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین کردند نشان میدهد که حکومت دینی بدون اقبال مردمی جریان نمی یابد. و این البته با مشروعیت متفاوت است. نمیگویم در صورت مخالفت مردم حکومت دینی مشروعیت ندارد می گویم مجال جریان نمی یابد. از همین رو پیامبران نیز با دلیل و برهان مردم را به دین خدا و حاکمیت الله فرا می خواندند حتی شما می بینید که در غیاب موسی حکومت هارون اگر چه مشروعیت داشت اما متاسفانه مجال جریان نیافت و سخن هارون به موسی که این قوم مرا مخذول کردند شاهد این ادعاست. صبر حضرت علی بر حکومت ابوبکر و عمر و عثمان نیز از سر ادبار مردم بود و الا حضرت می توانستند با شمشیر ابوبکر و عمر و عثمان را سر جای خویش بنشانند لیکن با توجه به اینکه مردم اقبال نکرده بودند شورشهای احتمالی و بغضهایی که در دلها نهفته میشد توان اجرای احکام خدا را از بین میبرد. و البته دلیل صلح امام حسن نیز اینگونه بود. با همین توضیحات بطلان سخن یکی از رجال سیاست که گفته بود حتی حکومت امیرالمؤمنین  نیز در صورت عدم اقبال مردم مشروعیت نمی یابد مشخص می شود زیرا پر واضح است که عدم مشروعیت با مجال جریان نیافتن متفاوت است. حکومت امیرالمؤمنین در حالی مشروع است حتی اگر مجال جریان نیابد.
بنابراین اگر چه بطلان مردم سالاری دینی مبرهن است لیکن دین سالاری مردمی نیز به این معناست که دین با کمک و حمایت مردم مجال حاکمیت می یابد. کما اینکه اگر کسی به حاکمیت دین در جامعه کمک نکند و دین مهجور شود مرتکب بزرگترین کبیره ها شده است که شرح آن در انواع مکاسب تحت عنوان ولایت طاغوت به قلم فقها ذکر شده است. همانگونه که امام سجاد علیه السلام حتی از خیاطی برای دستگاه حاکمه غیر دینی نهی کرده اند. و عذابی هم که برای قبیله ای از بین اسزائیل نازل شد برای این بود که خوبان امت در جهت حاکمیت دین و جریان احکام شرعی تلاش نکرده بودند.

دین سالاری مردمی یعنی اینکه مردم با تمام وجود در جهت حاکمیت دین تلاش نموده و در اجرا و استقرار آن کاملا مطیع خواست خدا و ولی خدا باشند.


90/8/13::: 2:38 ع
نظر()
  

خدا عاقبت همه رو ختم به خیر کنه

در جنگ بدر حاضر شد با پدرش که کافر بود بجنگه .. در فتح مکه فرمانده یکی از چهار لشگر مسلمین بود ... در بیعت رضوان شرکت داشت .. از مهاجرین به حبشه بود .. فرماندهی جنگهای حنین و طائف رو بر عهده داشت

اما

یکی از عوامل اصلی جریان سقیفه است و از اولین افرادی که با ابوبکر بیعت کرد.. خودش به برتری علی عقیده داشت اما چه می شود کرد که رفیق ابوبکر بود و به توصیه همین شخص ایمان آورده بود ..

ابوعبیده جراح رو می گم


90/4/17::: 9:0 ع
نظر()
  

چقدر دموکراسی با هدف خلقت انسان تناقض دارد!!!... گویا دموکراسی ان روی سکه است که ملائکه می توانستند ببینندش!... چقدر اکثریت 51 درصد ظلومند نسبت به حداقل 49 درصد!!!
و چه دورغ بی اساسی است مشروعیت اکثریت اگر پشتوانه ای الهی نداشته باشد.

پی نوشت: کشورهایی که دم از دموکراسی بی خدا می زنند و انانکه از سر نشناختن سرّ ولایت، حکومت اکثریت را مترقی  و آن ا از ظلم  بدور می دانند پارادوکسی بزرگ را یدک می کشند


  

بسم الله الرحمن الرحیم.


 
لا حول و لاقوة الا بالله العلی العظیم



بار دیگر منافقان کوردل پیراهن فتنه را تجدید کرده و با تلبس آن به بهانه حمایت از از مردم مصر روز 25 بهمن را عرصه فتنه و آشوب قرر دادند ... لیکن به مصداق و لا یحیق مکر السیئ الا باهله شر این مکر و حیله به خودشان بازگشت و بیش از پیش شرمساری و روسیاهی آقایان موسوی و کروبی و همراهان داخلی و خارجی شان رقم خورد. و باز این اطمینان حاصل گردید که درخت طیبه انقلاب اسلامی ایران را بیمی از چرخ غدار نیلوفری و سبزک هرز نیست.
 
 
 کوردلان برآنند که به خیال خام خود درخت برومند طیبه انقلاب را ضربتی سخت زنند یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم لیکن غافل از آنکه این اقدام آنان بی آنکه خود بفهمند نمایش اقتدار نظام توانمند جمهوری اسلامی خواهد بود و پیام والای آن را بیش از پیش بسط خواهد داد که و یأبی الله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون.

ما وبلاگ نویسان سرویس پارسی بلاگ نیز همگام با ملت فهیم ایران اقدامات خائنانه آقایان کروبی و موسوی و همراهان آنان را که سعی در تضعیف نظام اسلامی داشته و منجر به شهادت دو تن از بسیجیان برومند این مرز و بوم و مجروحیت عده ای از هموطنانمان گردید را محکوم نموده و از آنجا که از سویی جزاء السیئة سیئة مثلها و از دیگر سو سران فتنه بارها و بارها نشان داده اند که مغز کوچک و همت ناقصشان را یارای درک کرامت و بزرگ منشی نظام اسلامی نیست   از مراجع محترم قضایی خاصه ریاست محترم قوه قضائیه حضرت آیت الله لاریجانی قاطعانه خواستار بازداشت، محاکمه و اشد مجازات سران فتنه به اتهام فساد فی الارض هستیم و براستی هیچ مصداقی جز مفسد فی الارض زیبنده آقای کروبی و موسوی نخواهد بود. بی تردید محاکمه سران فتنه و خلع لباس آقای کروبی و در نهایت اشد مجازات آنان، چشمان دوستداران نظام اسلامی را روشن ساخته و دسیسه های دشمنان دین را بیش از پیش نقش بر آب خواهد ساخت.


 

وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ. 


Community bloggers collective statement condemning the actions of heads intrigue Blog


Name of God. 

 
  Ella La Laqvh around Ballh al Alzym 

 Cordell hypocrites once again renew shirt and intrigue with the Tlbs pretext of supporting the people of Egypt on 25 Bahman realm of intrigue and chaos were Qrr ... . But the evidence of deception and La Yhyq Alsyy Ella Bahlh rid themselves of this deception and cunning than ever returned and embarrassment Rvsyahy Mr. Mousavi Karroubi and their fellows and foreign varieties eat. . And again this ensure that the tree was Tayebeh afraid of the Iranian Islamic Revolution Wheels and Lily Ghdar Sbzk not weed.

 

 

 

. Cordell drive their illusion that the tree Rights Task Tayebeh Aqlab hard to do it Yrydvn Ytfyva Allah Noor Bafvahhm unaware of the action but they understand their views without authority system will empower the Islamic Republic and its noble message more than ever will be expanded and troubleshooting that Allah Ella Ann even Ytm Nvrh Alkafrvn Korea. 

. Our Bloggers Blog Community Service along with the treacherous actions of the Iranian nation Fahim Qyan Karroubi and Mousavi and their companions who had tried to undermine the Islamic system and led to the martyrdom of two of Basij Rights in this land and injured a number of our countrymen have been Because the sentence and hand Jza’ Alsyyh Syyh parables and intrigue heads the other hand repeatedly shown that a small brain and the Yara Naqsshan efforts to understand the dignity and gentlemanly regime is respected authorities, particularly the judicial head of the judiciary Prophet Ayatollah Larijani strongly demanded arrest, trial and punishment of corruption charges of seditious leaders are corruptor and indeed no other than blatant corruption on earth and becoming Mr. Karroubi will Mousavi
. No doubt the leaders tried intrigue and disarm Mr. Karroubi clothes and eventually their punishment, the eyes of lovers of the Islamic regime and the conspiracies of enemies made it clear more than ever the role of religion will make the water. 

 


89/11/28::: 8:42 ع
نظر()
  
  

بنام خدا

 

احمدی نژاد

رئیس جمهور منتخب خودمان است و به قول معروف از ماست که برماست. شاید برخی از طرفداران و دوستداران ایشان انتقاد از وی را برنتابند لیکن آنجا که سکوت دفن زنده زنده حقیقت باشد مهر بر لب نهادن از هیچ فرد و گروهی روا نخواهد بود بااینهمه توکل بر خدا نموده و چند کلمه ای در نقد برخی از دیدگاه های وی قلم می زنم.


 

پیش از انکه به نقد نظرات دیشب دکتر احمدی نژاد بپردازم متذکر می شوم که منظور حقیر از نقد نظرات وی به معنی روی از برگرداندن از ایشان نیست بلکه بیان این انتقاد صرفا به منظور تبیین برخی حقایق است که روشنگری در خصوص آن ضروری به نظر می رسد. و البته باز هم به رایی که سال گذشته به وی دادم افتخار می نمایم
رییس جمهور محترم دکتر محمود احمدی نژاد دیشب در گفتگوی زنده با صدا و سیما نکات مهمی را در رابطه با مسائل فرهنگی، برخورد قهری با بدحجاب ها و مسائل زنان ایراز داشت. اگر چه برخی از از سخنان وی درست و بی نقص بود لیکن برخی از دیدگاه های ایشان نیز از اضطراب مبنا و خطا در امان نبود
تحلیل ایشان از وضعیت کنونی جهان و جایگاه ایران در عرصه بین الملل نور امید بر دلها می نشاند و الحق مرا به تفکر در این روایت واداشته بود که چگونه خورشید در آخرالزمان از غرب طلوع خواهد کرد و انگاه سخنان رییس جمهور مرا به این نتیجه رساند که آری به یاری خدا حقانیت اسلام و تشیع به مدد ایران و ایرانیان در آینه اندیشه غربیان منعکس خواهد شد و البته که چنین خواهد شد انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا
دکتر احمدی نژاد در باب حقوق زنان انان را محور خانواده نامید و سپس برای آن اینگونه مثال زد که اگر مرد خانواده نباشد باز هم خانواده تداوم خواهد یافت لیکن اگر زن خانواده را حذف نماییم خانواده نیز فروخواهد پاشید. البته ما منکر نقش والای زن نیستیم بلکه اساس تربیت و رشد انسانی را اگاهی مادر خانواده می دانیم لیکن آیا این اظهار نظر دکتر با مبنای قرآن متعارض نیست؟ و آیا دلیل ایشان قابل خدشه نخواهد بود؟ قرآن کریم در آیه 34 سوره نساء می فرماید : الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض مردان بر زنان قیومیت و سرپرستی دارند . مرحوم علامه طباطبایی در جلد 4 ترجمه تفسیر المیزان ذیل تفسیر این آیه این معنی را تصریح می نمایند و می فرمایند به سبب طاقت بیشتری که در وجود مردان به ودیعت نهاده شده است مردان بر زنان سرپرستی و تفوق دارند. و البته ما در این مقال قصد نداریم با استفاده از این آیه بگوییم محور خانواده مرد است و زن نیست بلکه تفوق مرد بر زن یا حفظ آرامش خانه توسط زن هیچکدام دلیلی بر محوریت دیگری منهای دیگری نخواهد بود و آیاتی که به زوجیت اشاره دارند بیانگر این حقیقت است که هر دو یعنی زن و شوهر محور خانواده خواهند بود بنابراین دلیلی را هم که دکتر احمدی نژاد برای محوریت زنان ذکر نموده مخدوش و قابل نقض بلکه به نوعی نشانه عدم درک مفهوم صحیح خانواده از سوی دکتر احمدی نژاد می باشد زیرا اگر چه بقاء  خانواده شرط لازم برای حفظ آن است لیکن شرط کافی نیست بلکه رشد و مهرورزی و حفظ کرامت انسانی شرط کافی حفظ خانواده محسوب می شود
ایشان همچنین در قسمتی دیگر از سخنانش تصریح نمود که اگر زمانی لازم شد به هر دلیل با یکی از وزرا خداحافظی کنیم قطعا یکی از بانوان را جایگزین وی خواهیم نمود زیرا زنان بدون چانه زدن لوایح مصوبه را انجام میدهند. جناب اقای رییس جمهور بدانید بدیهی ترین شرط در انتخاب افراد برای گماردن در هر پستی لیاقت آنان است و البته که این لیاقت _ بجز قضاء و کارهای جسمی طاقت فرسا _ هیچ ربطی به جنسیت زن و مرد ندارد بنابراین شما به جای انکه به دنبال کسی باشید که در هیچ امری با شما چک و چانه نزند در انتخاب افراد صالح بکوشید و منافع ملت را در نظر داشته باشید نه آنکه در برخی موارد کار را به حکم حکومتی ولی فقیه برسانید و البته همانطور که گفتیم انتصاب شایسته افراد هیچ ربطی به جنسیت آنان ندارد
رییس جمهور در قسمتی دیگر از سخنان خویش منکر ضرورت برخورد قهرآمیز با افراد بدحجاب شد و جواز آن را منحصر به فعالیتهای سازماندهی شده دانست. در جواب آقای دکتر می گوییم بله مانیز با برخورد زننده و رمنده با جوانان مخالفیم ولی ایکاش شما اصل برخورد قهرآمیز و دخالت نیروهای انتظامی را از پایه و اساس رد نمی کردید بلکه بین وجوه آن تفکیک قائل می شدید  اینکه نیروی انتظامی باید با فعالیتهای سازماندهی شده مقابله کند امری بدیهی است و نیاز به یادآوری ندارد ولی آیا در مواردی که فردی با پوشش یا حرکاتی زننده عفت عمومی را به مخاطره می اندازد و از طرفی به نصیحت و خیرخواهی هیچ فردی توجه ندارد آیا برخورد قهرآمیز ضروری نخواهد بود؟
آیا تا مظاهر بد حجابی و فرهنگ برهنگی عملا در کلان شهرها و بعضا فیلمها تبلیغ می شود  کار فرهنگی مثمر ثمر خواهد بود؟ البته ما نیز در نوع برخورد قهرامیز با مجریان این امر اختلاف نظر داریم بلکه نحوه بسیاری از این برخوردها را غیر کارشناسی و غیر اصولی دانسته و بر آنیم که تاثیر منفی اش بیشتر از اثر مثبتش می باشد . لیکن جناب آقای رئیس جمهور شما به جای پاک کردن صورت مسئله به حل صحیح آن بپردازید.
آقای رئیس جمهور شما در خصوص مسئله بدحجابی و راه های محو آن و در راستای نفی برخورد قهر آمیز با کسانی که دانسته و اغلب نادانسته فرهنگ بدحجابی بلکه بی حجابی را ترویج می نمایند فرمودید که برای امر به معروف باید اول چیزی تبدیل به معروف شود بعد ما آن را امر کنیم  جناب آقای احمدی نژاد این سخن شما دو حالت بیشتر ندارد یا می خواهید بگویید هنوز معروف بودن حجاب مشخص نشده است که البته بدیهی است بر طبق آیات قران و روایات صادره از معصومین و حکم عقل معروف بودن آن امری بدیهی است و یا میخواهید عنوان کنید که معروف بودن حجاب در جامعه شناخته نشده است. و آنگاه این شناخته نشدن را ناشی از خلاء فرهنگی دانسته و مدعی شده اید که دولت فقط وظیفه اجرا دارد و فرهنگ سازی بر عهده حوزه های علمیه و رسانه ها ست.
اولا در جواب شما می گوییم که معروف بودن حجاب و عفت پوشش در جامعه کاملا به عنوان معروف شناخته شده است حتی افرادی که تمایل به بدحجابی یا بی حجابی دارند نیز از معروف بودن حجاب و منکر بودن بی حجابی مطلعند بنابراین باید مشکل را در جای دیگر جست. و الّا این امر به معروف حجاب و نهی از منکر بدحجابی یا بی حجابی هم در وادی اندیشه و هم در فضای جامعه معروف و منکرش کاملا محرز و متعارف است بنابراین باید اشکال را در دینداری مردم جست. هر چقدر که مردم بیشتر خداترس شوند حفظ حجاب برایشان مهمتر و ارزشمندتر خواهد شد. البته ما معتقدیم که دولت به تنهایی نمی تواند و نخواهد توانست که ریشه بی حجابی و بد حجابی را برکند و باید قوه های مقننه و قضائیه و نیروی انتظامی و از همه مهمتر حوزه های علمیه و رسانه ملی در این امر خطیر سهیم باشند لیکن آیا سهیم شدن نهادهای فرهنگی و حوزه های علمیه در گسترش فرهنگ دینداری و توابع و ملزومات آن نیازمند بستر سازی از جانب دولت نیست؟! اینجانب به عنوان فردی که دغدغه مسائل فرهنگی داشته بارها و بارها از جانب مجموعه ای فرهنگی برای گسترش فرهنگ دینی دست به دامن استانداری و اداره فرهنگ و ارشاد شده ام ولی حتی از خواندن و شنیدن این دغدغه ها نیز سر باز زده اند. آقای رئیس جمهور شما برای میدان دادن به حوزه های علمیه و نهادهای فرهنگی در سطح جامعه در دو سطح خرد و کلان واقعا چه تمهیدی اندیشیده اید؟
آقای دکتر احمدی نژاد در چند دقیقه پایانی صحبتهایشان عنوان کردند که شورای عالی انقلاب فرهنگی به نمایندگی از مجموعه دولت باید نهاد های فرهنگی را در کنترل خویش درآورد تا سیستم فرهنگی یکپارچه شده از تشتت خارج شود. به ریس جمهور محترم یادآور می شویم که بله اتفاقا باید دولت تمهیدی بیاندیشد که نهادهای فرهنگی از حالت تشتت خارج شده و هدفمند به ترویج فرهنگ بپردارند . وانگهی بسیاری از فعالیتهای فرهنگی از عدم انطباق با زمانه یا موازی بودن رنج می برند ولی دولت ضمن بستر سازی محیط برای فعالیتهای نهاد های فرهنگی و حوزه های علمیه نباید از آنان سلب استقلال نماید زیرا اگر حوزه های علمیه و نهادهای فرهنگی محصور بروکراسی موجود در دولت شوند نقش نظارتی خویش را از دست داده و دیگر نخواهند توانست در برابر انحرافات دولت و یا جامعه تاثیر وافی را داشته باشند بنابراین اسقلال نهادهای فرهنگی و حوزه های علمیه امری ضروری بوده و هر نوع حصر از جانب دولت فاجعه ای فرهنگی را در پی خواهد داشت.


  

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیت الله خامنه ای و سید احمد خمینی

تا بحال از شعر دزدی و حتی شاعر دزدی شنیده بودیم. همچنین هر از چند گاهی در اخبار حوادث روزنامه ها از آدم ربایی سخن به میان می آید لیکن تا بحال "شخصیت دزدی" را شاهد نبودیم که به لطف جریان فتنه و برادران لازم الاصلاح اصلاح طلبمان با پدیده شخصیت دزدی هم مواجه شده ایم:
دیروز در برخی از جراید خواندم که حجت الاسلام یونسی گفته بود:  «اگر مرحوم سید احمد آقا خمینی زنده بود درست همانگونه عمل می کرد که سید حسن خمینی رفتار می کند.»
البته بر کسی که بیعت خالصانه مرحوم حاج احمد آقا با مقام معظم رهبری را دیده باشد و یا از حمایتهای بی دریغ وی از رهبری و سازش ناپذیری اش با منافقین و فتنه جویان اگاه باشد شطحیات آقای یونسی مردود و در عین حال مضحک خواهد بود.
و اگر اندکی به رفتارهای جریان فتنه در ده ماهه اخیر بنگریم خواهیم دید که این جریان چگونه بر آن بود تا شخصیت امام را به نفع خویش مصادره سازد و هنگامی که نقشه اش ناکام ماند قصد دارد تا شخصیت محبوبی همچون حاج احمد آقا را به خویش منتسب سازد. این ادعای آنان سخن مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام را تداعی میکند که : "آن که در وجود خویش از فقدان چیزی احساس ضعف می کند به ناحق ادعای داشتنش را می کند." آری جریان فتنه و مثلا اصلاح طلب که از نداشتن شخصیت های ارزشی رنج می برد  بر آن است که برای تطهیر خویش، شخصیتهای ارزشی همچون امام خمینی و فرزندش حاج احمد آقا را به خویش منتسب سازد و پس از این نیز شاهد خواهیم بود که آنگاه که از انتساب شخصیتی چون فرزند برومند امام باز ماند به مصادره شخصیتهای دیگر از قبیل آیت الله طالقانی و ... دست خواهد زد.


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام

 

در پست پیشین به انتقاد از جناب آقای دکتر احمدی نژاد پرداختیم و گلایه مان از برخی از اقدامات اخیر ایشان در انتصاب برخی افراد را ابراز داشتیم.

 

خوشبختانه چند روز پیش رئیس جمهور محترم در مشهد رابطه خود با ولایت فقیه را رابطه پدر و پسر خوانده و متذکر شدند که هیچگاه از خط ولایت فاصله نخواهند گرفت. و البته که از ایشان جز این انتظاری هم نمی رفت. ما سخنان اخیر دکتر احمدی نژاد را به فال نیک گرفته و آرزومندیم رئیس جمهور محبوب ایران اسلامی با قدرت بتوانند تحت اطاعت از فرامین ولی فقیه در جهت تحقق عدالت اجتماعی و تعالی فرهنگ دینی گام بردارند.


  
  

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام

 

تقریبا پس از مناظره احمدی نژاد و موسوی و تندروی های رئیس جمهور بسیاری از دلسوزان انفلاب احساس خطر نمودند از جمله آیت الله جوادی آملی در خطبه های نمازجمعه قم نسبت به زیر سؤال بردن شخصیت های یرجسته نظام هشدار داد.

 

 بسیاری از کسانی که به رویه آقای احمدی نژاد اعتراض داشتند از بیم آنکه جناح های منحرفی که مهندس موسوی را دوره کرده بودند فرصت جولان نیابند به ناچار زبان در کام نهاده و لب از اعتراض فرو بستند. البته هنوز ما از رای به رئیس جمهور منتخب پشیمان نشده ایم  لیکن انتخاب و انتصاب معاونان و مشاوران  قبل از حکم تنفیذ از مصادیق بارز تخلف از قانون به شمار می آید. 

 

همچنین انتصاب آقای رحیم مشایی به سمت معاون اول نمادی از بی اعتنایی رئیس جمهور به نظرات فرهیختگان و علما محسوب می شود. این در حالی است که پس از حکم مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای مبنی بر برکناری آقای رحیم مشایی، رئیس جمهور منتخب در نامه ای به مقام معظم رهبری برای عزل رحیم مشایی به اصل پنجاه و هشت قانون اساسی استناد جست و همزمان در نامه فدایت شوم خطاب به رحیم مشایی او را به سمت مشاور و رئیس دفتر خود منصوب کرد. 

 

بدیهی است استناد جستن به اصل پنجاه و هشت قانون اساسی به این معناست که اگر این قانون نباشد احمدی نژاد حتی به نارضایتی رهبری نیز بی اعتنا خواهد بود. 

 

عزل آقای محسنی اژه ای تنها روحانی کابینه دولت پس از نامه آیت الله خامنه ای  و مقایسه آن با بی اعتنایی به اظهارات مراجع تقلید نیز از  مصادیق بدرفتاری های سیاسی و بی اعتنایی به آبروی شخصیت ها به شمار می رود.

 

به هر حال ما سوء رفتار احمدی نژاد را حمل بر ناآگاهی _ و نه غرض ورزی _ وی نموده و در عین حال هشدار می دهیم در صورت تکرار مواردی از این قبیل ساکت نخواهیم نشست.  


  
  
   1   2   3      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ یکی از کاربران اینجا یه فید زده بودن و نوشته بودن که 290.000 تومان پول ادکلن دادن و مستمسکشون هم همون روایت معروف بود که: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیشترین مورد خرجشون عطر بوده" در پاسخ به این کاربر بسیار محترم و شریف باید بگم که معمولا مذهبیها مفهوم برخی از روایات رو خوب درک نمی کنند و بدون توجه به قرائن بهش استناد می کنند
+ آقا من کم سوادم ولی حرف من کم سواد اینه چرا عزت ملی رو می فروشید؟ مگه نه اینکه اجانب تحقیرمون میکنن که به خاطر تحریمها و زور گفتن اونا سر تسلیم فرود آوردیم تا جایی که حتی سبد کالا را هم ناشی از ذلت ایران و شکستش در برابر تحریمها میدونن!
+ ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
+ یاد پیامرسانی های پارسی بلاگی قدیمی مخصوصا آقای *محمد فیاضی* بخیر هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
+ از یزد خوشم میاد چند دوست یزدی دارم و همشون خوش ذوقن و البته متاسفانه کمی سختگیر ... مردیم از بس یزدی خنگ ندیدیم :)
+ عزت ملی در توافق هسته ای ژنو خدشه دار و رجز خوانی ها و کرکری خوانی های آمریکا و اسرائیل بیشتر شده مخصوصا اینکه اسرائیل مدعیست چون زور بالای سر ایرانیها بوده به علامت تسلیم پای میز مذاکره نشستند. منتظریم ببینیم تیم دیپلماسی ایران چه تدبیری برای بی اثر کردن این رجزخوانی ها دارند!
+ این روزها در پی فرمان مقام معظم رهبری برخی رسانه ها سعی در تشویق والدین برای افزایش نسل دارند.البته اصل این ساست کار درستی است و اصولا برنامه کنترل جمعیت کشورهای مسلمان از نقشه های شوم استکبار بوده است.به عقیدهما ایران مشکلی برای اداره یک کشور پر جمعیت ندارد اما در عین حال باید برنامه ای جامع نیز برای عدالت اجتماعی تو توزیع عادلانهامکانات و فرصتها تدوین شود
+ این وبلاگ را بخوانید
+ البته دولت پیشین دولت دروغگویان و منافقان شاید باشد اما دولت کنونی نیز فقط شیوه دروغپردازی را عوض کرده است
+ آقازاده های ترکیه ای اختلاس میکنند و پدراشون مجبور به استعفا میشن برخی از آقازاده های ایرانی بر خوان بیت المال چمبره میزنن اما ...